تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1943

مساهمون:

ص١٩٤٣
ص 701 ، س 4 : اللهم أخبئ . . . خدايا بهشت و دوزخ را در نهانگاههاى نهانت پنهان ساز تا بىواسطه پرستيده شوى . ص 701 ، س 25 : و زيادات الحق . . . زيادتهاى حق را علتى نيست چنان‌كه آغاز تقسيم را علتى نيست ، زيرا زيادت واجب نيست بر او ، چنان‌كه آغاز فضل بر وى واجب نيست . ص 703 ، س 10 :
وَجَدْتُها وَ قَوْمَها . . .
او را و مردم او را ديدم كه نه خداى را بل خورشيد را مىپرستيدند . ص 704 ، س 1 : يا ايها النمل . . . اى مورچگان به درون خانه‌هايتان رويد كه سليمان و سپاهيان وى ندانسته شما را لگدمال نكنند . ص 704 ، س 5 :
وَ حُشِرَ لِسُلَيْمانَ . . .
براى سليمان ، سپاهيان او از پرى و مردم و پرندگان انگيخته شدند و ايشان بر سر جاهاى خود بودند . ص 704 ، س 8 : و ان من شىء . . . هيچ چيز نيست مگر آنكه ستايش خدا مىكند . ص 705 ، س 3 : و الله لا . . . به خدا به تو [ اى محمد ] باور نياورم تا اين سوسمار باور آورد . پيامبر انگشت خود را بر سر سوسمار گذاشت و گفت : من كيم ؟ گفت : تو سرور رستاخيز و زيور رستاخيز و كمال رستاخيز هستى . گفت : اى سوسمار كه را مىپرستى ؟ گفت : خداى ترا كه تختش در آسمان است و پادشاهىاش در زمين و دانش وى در زهدانها و فرمانش در گورها . ص 705 ، س 13 : الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي . . . سپاس خدا كه فراخوان پيامبر را براى ما بسنده كرد . ص 706 ، س 8 :
وَ لَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا . . .
اگر ما فرشتگان را بر ايشان فرود آوريم و كارى كنيم كه مردگان با ايشان سخن گويند و همه چيز را در برابر ايشان به پا داريم ، بدان باور نخواهند آورد .
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1943 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى