الباب الثامن و العشرون قولهم فى الزهد
بدان كه زهد اصل همه چيزها است و اصلى است همه احوالهاى پسنديده را ، و اول مقامى از مقامهاى مريدان زهد است . هركه اين اصل استوار كرده باشد بناى همه كارها بر او درست آيد . و هركه اصل زهد استوار نكرده باشد بناى ديگر احوال بر او درست نيايد ، از بهر آنكه پيغمبر عليه السلام گفته است : حب الدنيا رأس كل خطيئة . چون دوستى دنيا سر جملهء گناهان است ، ترك دنيا سرجملهء طاعتها باشد .
و گروهى از بزرگان چنين گفتهاند هركه نام زهد در دنيا بيافت هزار نام ستوده بيافت ، و هركه نام رغبت كردن در دنيا بيافت هزار نام نكوهيده بيافت ، و اگر زهد را در دنيا هيچ فضل نيستى مگر آنكه پيغامبر عليه سلام الله خويشتن را در دنيا زهد اختيار كرد ، و حق تعالى نيز به حكم دوستى سيد را هم اين اختيار كرد خود بسنده استى . و نيز چون دنيا ملعونهء حق است ، و ملعونه نباشد مگر نفريده و رانده و دور كرده ، [ 71 الف ] و با دور كردهء دوست صحبت كردن و در ساختن از دوست دورى باز آرد ، و چون دنيا مبغوضهء حق است ،