تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 556

مساهمون:

ص٥٥٦
بود ، و اول كسى كه از زنان ايمان آورد خديجه آورد ، و اول كسى كه از كودكان ايمان آورد على بود ، و اول كسى كه از موالى ايمان آورد بلال بود . و اگر چنان بودى كه پيغمبر صلى الله عليه و سلم اندر آن وقت از دنيا مفارقت كردى جز ابو بكر كسى خلافت را نشايستى ، از بهر آنكه زن و كودك و نه قرشى كه از موالى باشد امامت را نشايد . حق امامت معين گشت مر ابو بكر صديق را . و به اول اسلام آن حق باقى است . هركه دعوى كند كه اين حق از وى به كسى ديگر گشت دليل بر وى آيد . و نيكوتر از اين آن است كه مر ابو بكر صديق را رضى الله عنه چون صحابه بر وى اتفاق كردند على خاموش بود و خلاف نكرد ، و عمر همچنان و عثمان همچنان . از دو بيرون نبود : يا على قادر بود بر خلافت يا نبود . اگر قادر نبود عاجز امامت را نشايد ، و اگر قادر بود بر خلافت و خلاف نكرد دليل گشت كه حق ديد ، خلاف به جاى ماند . پس هركه گويد حق على را بود و طلب نكرد ، نخست على را ظالم گويد باز ابو بكر را . پس نزديك ما ابو بكر امام حق بود خاموش بودن على مر او را به حق بود تا هر دو را نيكو گفته باشى . قوله : « و رأوا الاقتداء بالصحابة و السلف الصالح » . و واجب ديدند اقتدا كردن ياران رسول صلى الله عليه و سلم از بهر آنكه خداى عز و جلّ بستود صحابهء رسول را صلى الله عليه و سلم و گفت :
لا يَسْتَوِي مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قاتَلَ أُولئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذِينَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَ قاتَلُوا وَ كُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى .
مقدم كرد اندر فضل مر آنها را كه اسلام آوردند پيش از فتح مكه بر آنها كه از پس فتح مكه ايمان آوردند . باز همه را به بهشت وعده كرد و گفت :
وَ كُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى ،
يعنى الجنة . و جاى ديگر گفتند :
السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِينَ وَ الْأَنْصارِ .
و صحابه را بستود باز رضاى خويش واجب كرد و مر آن را كه متابع ايشان باشند . گفت :
وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ
. و اتباع اقتدا باشد ؛ و خبر پيغمبر است صلى الله عليه و سلم اصحابى كالنجوم بايهم اقتديتم اهتديتم . و از بهر [ آن ] ايشان را به نجوم ماننده كرد كه خداى عز و جلّ [ گفت ] :