تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 632

مساهمون:

ص٦٣٢
دادى و آن بدين دادى . دليل خلوص مودت گشتى ، تا تمييز املاك برخاستى ، هر دو ملك يكى گشتى . و مراد اين مراد آن گشتى و مراد آن مراد اين گشتى . پس مثل گشت خلوص محبت را و تاكد مودت را كه آنچه ما را ملك است و ملك بستهء رضاى تو است . ترضيها و ترضى اين باشد هركسى را محبت چندانى بود كه ايشان را رضاى ما بايست و ما را رضاى ايشان نبايست محبت تو بدان مقام است كه ترا رضاى ما بايد و ما را رضاى تو بايد . و اندر اين جاى سخن بسيار است . و گروهى چنين گفتند : قوسين اشارت به نفس است و به دنيا است كه هر دو كژى دارند چون قوس . [ تا تير ] با قوس است به مراد نرسد . چون از قوس جدا گردد به نشانه رسد . تا سر با نفس است به حق نرسد . چو از نفس جدا گردد به حق رسد تا رامى اندر قوس عمل نكند قوس و سهم از فعل و عمل عاجزاند ، به قوت غير كار كنند . تا توفيق حق عز و جلّ نباشد نه از نفس خدمت آيد و نه از دل محبت . كمان كژ است . از كمان كژ تير راست آيد . اين مثل است كه روا باشد كه از نفس كژ معرفت راست آيد . و به بعضى خبرها آمده است كه امر آمد يا محمد چشم فراز كن و دهان باز كن . دهان باز كرد و چشم فراز كرد فوقعت فى فمه قطرة فعلمت ما كان و ما يكون . راوى اين خبر انس است رضى الله عنه . و اگر جاهلى مر اين را منكر گردد جواب آن است كه چون موسى را عليه السلام به طور برند و تورات جمله به وى دهند تا به‌يك‌بار به خلق آرد ، چرا منكر باشد كه چون مصطفى را صلى الله عليه به مقامى برند كه موسى از آن مقام خبر ندارد ، كل علوم به‌يك‌بار به وى دهند . و چون روا باشد كه تورات از زمين برخيزد ، و بخت‌نصر بنى اسرائيل را هلاك كند همه و بعضى از تورات بسوزد و بعضى به دريا غرق كند . چون حق تعالى خواهد كه تورات به ايشان باز دهد عزير را فرمان آيد تا به زير درختى بايستد و دو ركعت نماز كند . فرشته‌اى بيايد و اندر دهان وى بدمد . به‌يك‌بار همه تورات بخواند . عزير از فريشته‌اى