باشد . دعوى كردن كه خواب بود بىدليل درست نباشد . و خداى عز و جلّ تخصيص كرد مر مصطفى را صلى الله عليه و سلم بر ديگر پيغمبران به دو چيز : به معراج اندر دنيا و به شفاعت اندر عقبى از بهر آنكه او را نبوت بود ديگران را نيز نبوت بود ، و اگر مر ورا شريعت بود مر ديگران را نيز شريعت بود . و اگر مر او را معجزات بود ، ديگران را نيز معجزات بود . و اگر مر ورا كتاب بود مر ديگران را نيز كتاب بود . پس فضل وى بر ديگران بدين دو چيز بود كه خاص مر او را بود و ديگران را نبود : معراج اندر دنيا و شفاعت اندر عقبى .
و معتزليان اين هر دو را منكراند . از وى بعضى هست كه منكر وى كافراند و بعضى هست كه منكر وى مبتدعاند و كافر نيستند .
انكار كردن معراج تا بيت المقدس كفر است ، از بهر آنكه اين مقدار به نص قرآن آمده است ، چنان كه خداى تعالى گفت :
سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بارَكْنا حَوْلَهُ .
و انكار نص كفر باشد . و باز به آسمان بردن منكر ورا كافر نخوانيم از بهر آنكه [ به اخبار آحاد آمده است و ] منكر به اخبار آحاد كافر نباشد ، و لكن هوادار باشد . دليل بر آنكه معراج حق است و به بيدارى بود ، چنان كه خداى عز و جلّ گفت :
سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ .
الآية . پاك است خداى عز و جلّ كه ببرد بندهء خويش را ؛ و اگر خواب بودى برده بنده نبودى . چه هركه خواب بيند تن وى از آنجا نرود . و چون خبر داد كه بنده را بردم ، درست شد كه به بيدارى بود نه به خواب . و نيز گفت : بعبده . و ما هيچ جاى نيافتيم كه نام عبد ياد كرد الا كه مراد شخصى بود نه خواب ديدن . چنان كه گفت :
وَ أَنَّهُ لَمَّا قامَ عَبْدُ اللَّهِ .
و نيز گفت :
إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ .
و نيز گفت :
وَ عِبادُ الرَّحْمنِ .
و نظاير اين بسيار است و مراد از همه شخص است . اگر كسى روا باشد كه عبد به خواب باز برد ، ديگران را روا باشد كه همين كنند ، آنگه تعطيل معانى كتاب خداى عز و جلّ بود و ترك حقيقت باشد بىدليل .
و اما آنكه گفتند كه اين در عقل مستحيل است اين هوس است از