را نعمت بزرگتر حاسد بيشتر . و از اين معنى بود كه پيغمبر عليه - السلام دعا كردى و گفتى اللهم اجعلنى محسودا و لا تجعلنى مرحوما .
و نعمت اين طايفه از آن همه خلق برتر است ، از بهر آنكه هر گروهى به چيزى سير گردند . و اين طايفه را هر دو كون سير نگرداند تا به حق نرسند .
شبلى چنين گويد : اگر همه دنيا لقمهاى گردد و در دهان كودك شيرخوارهاى نهند ، مرا بر او رحم آيد كه گرسنه مانده است . و نيز شبلى گويد رحمة الله اگر همه دنيا مرا باشد و به جهودى دهم بزرگ منتى دانم او را بر خود ، اگر آن از من بپذيرد . او را كه غناى به حق چنين باشد كه همت او را بدين جايگاه رساند . و اين خود كمترين مقام است ، برابر آن نعمت چه باشد ؟ ! از بهر اين معنى محسود گشتند تا خلق بر ايشان زور و بهتان نهادند . و آن نيز كه سخن به رموز و اشارات گفتند از بهر آن بود تا حاسد درنيابد ، كه پيغمبر عليه السلام گفت : استعينوا على انجاح الحوائج بالكتمان فان كل ذى نعمة محسود . و از اين معنى است كه مصطفى عليه السلام چون او را مراد بود گردانيدن قبله به زبان برنياورد . از بهر آنكه دل به حق تعالى از زبان نزديكتر است . دور تر سخن [ 31 الف ] نزديكتر گويد ، محال است . عبارت زبان آن را بايد كه از سر خبر ندارد . تا بزرگان چنين گفتهاند : السؤال باللسان تهمة و بالقلب حجاب و بالسر شرك كفى بالسؤال علمه بصلاح عبده .
قوله : « و يكون بيانا لمن اراد سلوك طريقه مفتقرا الى الله فى بلوغ تحقيقه » . و نيز چنين گويد ما اين كتاب را براى آن جمع كرديم تا بيان گردد آنكس را كه بدين راه بخواهد رفتن ، و نيازمند باشد [ به خداى ] به رسيدن به حقيقت اين . يعنى اين كتاب را از براى آن نهاديم تا اگر كسى خواهد كه بدين راه برود و كسى را نيابد كه او را راه نمايد ، كتاب ما او را راهنماى گردد تا كسى به وى باز نخورد كه او را از راه ببرد . چون طريقت و مذهب دانسته باشد بدين كتاب ، اگر كسى او را تلبيسى كند و راهى نمايد كه راه اين طايفه نيست قبول نكند . و باز گفت : مفتقرا الى الله تعالى ، يعنى با نگرستن
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 117
مساهمون: محمد روشن
ص١١٧