كامل حاصل شود .
7 - توبه كه مىفرمايد :
شرط هفتم از براى راه وصل * با انابت توبه با پيران اصل
گر به پير اصل توبه كردهء * در حقيقت از هواها مردهء
8 - تلقين و تعليم ذكر حق از مربى كامل تا آثار ذكر كه تجليات روحى ، و ترقيات معنوى است در باطن سالك پديدار شود .
9 - بىاعتنائى بر مال و جاه دنيوى و بطور كلى هر چيزى كه مايهء غفلت سالك از خداست ، و اكتفا به قدر معيشت .
10 - اخلاص كه شرح آن در همين كتاب داده شد كه در سبع المثانى مىفرمايد :
راه اخلاص است اى مرد خرد * كه ببخشيدت خداوند احد
آمدى اندر لواى احمدى * يافتى راحات و روح سرمدى
و درجهء اعلاى آن هنگامى است كه خداوند سالك را با نور محبت و عشق خود خالص فرمايد ، زيرا تا هستى موهوم بشريت در سالك باقى است مظهر توحيد ذاتى الهى نخواهد شد كه حق تعالى فرموده :
لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ *
( يعنى ابليس گفت من همه بندگانت را فريب مىدهم به غير از بندگان خالصشدهء تو ) .
11 - منزل مراقبه كه در درجه اول بازيافتن حضور قلب ، و در انتهاى حالات ، متوجه پيشگاه حق بودن و از ما سوا چشم پوشيدن است .
12 - پيروى كامل از اعمال و كردار صاحب شرع شريف ، بعد از شنيدن بسمع و بينش با بصيرت قلبى تا موجب حصول يقين گردد .
13 - حصول معرفت و شناسائى خدا بدون دخالت شك و ترديد .
14 - كه شرط مهم كمال انسانيت است و بعد از خاتمه سير الى اللّه براى سلاك دست دهد عبارت از فناء سالك در نور ولايت و صورت مباركهء صاحب السلسلة الكبروية الرضوية حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام كه مظهر كلى عشق حقيقى و ولايت مطلقه الهيه و وجه اللّه اعظم و عين اللّه اكرم است ، و الا نور ولايت الهيه در قلب سالك پيدا نشود و آن از علامات سير باللّه و سير فى اللّه است كه سالك با نور ولايت ، در نور ولايت سير كند ، و در اين مقام بهرهاى براى سالك از علوم جزئيه حضرات اهل عصمت كه داراى ولايت كلّيهاند مىرسد كه عبارت از واردات و الهامات