المثانى كه بعنوان جلد هفتم مثنوى بنظم آورده بيان فرموده است .
و آن چهارده شرط بشرح زير است :
1 - قابليّت مادّه و استعداد كه موجب بروز درد طلب ، و شوق و پيدا شدن محبت خدا و اولياء الهى باشد .
2 - بصيرت قلبى است و آن هم فقط بصحبت پير كامل راهدان پيدا مىشود مولوى مىفرمايد :
اى بسا ابليس آدمرو كه هست * پس بهر دستى نبايد داد دست
3 - احتراز و دورى از منكران جاهل و اهل غفلت كه خواجه حافظ مىفرمايد :
نخست موعظه پير مىفروش اين است * كه از مصاحب ناجنس احتراز كنيد
4 - تقوى و پرهيز از محرّمات و منهيات شرع الهى چه در پوشاك و چه در غذاها ، و برحسب درجات انسانى درجاتى دارد مانند .
تقواى بدنى ، تقواى نفسانى ، تقواى عقلى ، تقواى قلبى ، تقواى روحى ، تقواى سرى كه در هر درجه معناى مختص به خود دارد .
5 - كه از همه مهمتر و در ترقى و پيشرفت سالك اهم و لازمتر است اينست كه در سايهء پير راهدان و مرشد كامل و عارف و صاحبدل سايهور شده و در جناح تربيت او واقع و اخذ دستور ذكر از او بنمايد ، ولى البته پيرى كه سندش بطور معنعن و بهواسطه كاملان به حضرت ثامن الائمهء حضرت على بن موسى الرضا ( ع ) و حضرت شاه مردان على عليه السلام منتهى شود كه در سبع المثانى مىفرمايد :
شرط پنجم از براى رهروان * واجب آمد ظل پير راهدان
مرشد با رخصت صاحب كمال * گشته پيدا بهر او راه وصال
و خواجه حافظ مىفرمايد :
طى اين مرحله بىهمرهى خضر مكن * ظلمات است بترس از خطر گمراهى
و اگر شخصى اتصال به يكى از كاملان نداشته باشد قابل ارشاد نخواهد بود كه مىفرمايد :
هركجا پيرى ببينى با سند * شو فداى آن سند نى آن نمد
6 - پيروى از عارفان كامل در اعمال طريقت و حقيقت تا شباهت