رسول عليه السّلام [ چنانست ] كه گوئيم اى خدا تو اين صلاة بر رسول چنان ده كه بر جدّ او ابراهيم دادى ، [ و ] چون محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خاتم و سيّد پيغمبرانست محال باشد كه ما مرو را آن خواهيم كه خداى مر ابراهيم را داده است چه « 1 » او شريفتر از همهء پيغمبرانست سخت بسيار ، پس تأويل صلاة بر رسول و آل رسول آنست كه بدانى از پس او بايد رفتن بفرمانبردارى اساس ، و مر اساس را بفرمانبردارى امام و مر امام را بفرمانبردارى حجّت ببايد شناختن ، و تنزيل را بتأويل و مثال را به ممثول ببايد پذيرفتن و از محسوس بر معقول دليل گرفتن « 2 » ، و اين فرمان از خداى تعالى بدين رويست تا مؤمنان اعتقاد كنند كه متابعت فرزندان رسول كه امامان حقاند واجب است همچون متابعت رسول ، و فرمانبردارى حدود فرمانبردارى امام است و فرمانبردارى امام فرمانبردارى اساس است و فرمانبردارى اساس فرمانبردارى ناطق است و فرمانبردارى ناطق فرمانبردارى خدايست تعالى جدّه « 3 » ، و مؤمنان بايد كه از پس يكديگر روند اندر راه دين تا پيوسته شوند از حدّ فرودين بحدّ برين و آن تسليم به حق باشد از پس رفتن براستى ، و مؤمن مخلص آنست كه نماز خويش را بصلاة بر رسول عليه السّلام آراسته دارد و بداند كه نماز بىصلاة روا نيست و معنيش آنست كه دعوت حق جز بمتابعت فرزندان رسول كه امامان حقاند روا نيست و صلاة را كه به زبان بگويد « 4 » معينش را بداند « 5 » كه آن سپس رفتن باشد مر فرمان ناطق را و اطاعت اساس و امام و حجّت را بنفس و مال و تن تا فرمانهاى
هامش
( 1 ) نخ : و .
( 2 ) نخ : گيرند .
( 3 ) نح : خداى تعالى است جدّه .
( 4 ) نخ : بگويند و .
( 5 ) نخ : بدانند .