خداى تعالى را [ كه ] به زبان رانده است كار بسته باشد تا رستگار باشد ان شاء اللّه تعالى .
گفتار پنجاه و يكم اندر بيان لا حول و لا قوة الّا باللّه العلىّ العظيم .
گوئيم « 1 » بتوفيق خداى تعالى كه رسول مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين قول را بسيار خوش فرمود گفتن « 2 » مؤمنان را بهر وقت كه شدّت و رنجى پيش آيد و خبر است ازو عليه السّلام كه مرين قول را گفت : كنز من كنوز الجنّة علّموها صبيانكم و اميطوا عنهم وساوس الشّيطان و هواجسه « 3 » گفت اين گفتار « 4 » لا حول و لا قوّة الّا باللّه العليّ العظيم گنجى است از گنجهاى بهشت بياموزانيد اين گفتار را مر كودكان خود را و پاك كنيد وسواسهاى ديو را و فريب او را ، و تفسير اين قول آنست كه گوئيم « 5 » هم از امر « 6 » و توانائى نيست مر ما را مگر خداى راست كه او بلند و بزرگ است ، و حول اندر لغت تازى گرفته است از سال از بهر آنكه چون سال بر چيزى بگذرد بر درستى و
هامش
( 1 ) نح : گويم .
( 2 ) نخ افزوده : آن .
( 3 ) قسمت اول اين حديث يعنى لا حول و لا قوة الا باللّه كنز من كنوز الجنّة در صحيح بخارى در كتاب الدعوات و در كشف الغمة در ترجمهء حال حضرت صادق مسطور است ولى بقيهء حديث جائى عجالة به نظر نرسيد و چون اصل نسخه به كلى فاسد بود تا درجهء تصحيح قياسى مشكوك از روى ترجمهء فارسى آن به عمل آمد و اصل نسخه اين طور است : كنز من كنوز الجنة بغثوها باصبيانكم و بما طيبها و اسواس الشيطان و هو حسبه .
( 4 ) نخ افزوده : از .
( 5 ) نح : گويم .
( 6 ) كذا فى نخ ( ؟ ) : و آن قطعا غلط است و صواب « زور » يا « جنبش » و يا « چاره » و نحو آن است بر حسب اختلاف در معنى « حول » .