تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
مردم نبينند روى بيرون شد ازو ، و آن تاريكى باشد و تاريكى دو گونه است جسمانى و نفسانى و تاريكى جسمانى بشب است و روشنائى آن آفتاب است كه تاريكى جسمانى به دو روشن شود [ و او خاتمه دهد ] به كارهاى بىسامان جسمانى ، و تاريكى نفسانى نادانى است و مسأله‌هاى مشكل اندر معقولات ، و روشن شدن اين تاريكى كه صفت آن گفتيم از خدايست بميانجى اساس ، و ديگر ازو امام زمان است كه تاريكيهاى نفسانى را آفتاب بصيرت اوست و بندهاى سخت به دو گشاده شود ، چون تاريكى و دشوارى جسمانى بيفتد واجب آنست كه دل به قضاى خداى بسپارد و بپسندد « 1 » آنچه به دو قضا رفته باشد و گويد « 2 »
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
، يعنى ما مر خداى رائيم و بپسنديديم « 3 » آنچه او حكم كرد و به دو بازگرديم اگر ازين كارها ما را نكبتى رسد جسمانى كه بدان هلاك شويم هلاك جسمانى ، و بتأويل مؤمن را واجب است كه چون مسئلهء مشكل اندر معقولات پيش آيد كز آن بيرون نتواند شدن همين قول را بگويد بدان روى كه نفسهاى ما مر خداوند زمان راست بدانچه زندگانى نفسانى ازو يافتيم و بازگشت اندر مشكلات هم بدوست و بداند كه ما همى « 4 » نتوانيم ازين مسأله بيرون شدن و علم اين به نزديك خداوند زمانست ، تا خيرات نفسانى را به دو در گشاده شود مر آن مشكلات را بداند تا « 5 » حدّى از حدود دين مران در را برو بر گشايند « 6 » ، و اگر آن مشكلات مر حدّى را از حدود دين افتد مادّت تأييد از خداوند زمان عليه السّلام طلبد ، و به گفتن اين قول خويشتن تواند كوشيدن و آن پوشيده برو گشاده شود و اگر
هامش
( 1 ) نخ : بوپسندد و . ( 2 ) نخ افزوده : قالو . ( 3 ) نخ : بوپسنديديم . ( 4 ) نخ : همين . ( 5 ) نخ شايد : يا . ( 6 ) نخ : برو گشايند .