تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
مر ايشان را بمالند و آن جزاى قول ايشان باشد كه لفظ گزيت از جزا گرفته‌اند ، و جزيت از اهل ملّت دوازده درم ستانند و آن ستدن اقرار است بر حقوق‌مندى دوازده حجّت كه بقاى جاويدانى بجان مؤمنان از راه ايشان برسد بفرمان خداوند زمان عليه السّلام و نفوس مؤمنان بديشان رسته شود از عذاب جاويدانى همچنانكه بگزاريدن « 1 » دوازده درم كه مثل بر عدد ايشان است جانهاى اهل ملت بقاى گذرنده « 2 » يابند اندر اين عالم ، اين است تأويل كتاب گزيت كه ياد كرده شد .

گفتار چهل و نهم اندر تأويل قالوا إنّا للّه و انّا إليه راجعون

گوئيم « 3 » بتوفيق خداى تعالى كه اين قول بوقت افتادن مصيبت واجب است و بهنگام كارهاى صعب كه پيش آيد مردم را اندر حال جسمانى ، چنان كه خداى تعالى گفت قوله تعالى :
[ الَّذِينَ ] إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
« 4 » ، گفت آنها را [ كه هرگاه ] ايشان را بيفتد مصيبتى گويند ما مر خداى رائيم « 5 » و ما سوى او بازگردند بازگردندگانيم ، و عرب [ براى ] كارهاى صعب « 6 » تاريكى شب را صفت كنند « 7 » از بهر آنكه كار دشوارتر از آن نباشد كه
هامش
( 1 ) نخ : بگذاريدن . ( 2 ) نخ : گذارنده . ( 3 ) نخ : گويم . ( 4 ) سوره 2 آيه 151 . ( 5 ) خداى را آئيم . ( 6 ) نخ افزوده : و . ( 7 ) وجه مناسبت اين مطلب يعنى تشبيه كارهاى صعب بتاريكى شب با مقام به هيچ‌وجه معلوم نشد و مثل اين ميماند كه « مصيبة » را در آيه لغة بمعنى تاريكى مىپنداشته است ولى مصيبت نه حقيقة و نه مجازا اصلا بمعنى تاريكى نيامده است .