شخص ايشان بالذات و بالخاصّية مستوجب و مستحقّ غناست و ابدان آنها را حاجت به تحصيل كمال نيست . بالطبع و الفطرة معدن و منبع كمالات هستند .
و جمعى از خوشهچينان خرمن و حاشيهنشينان مجلس ، بىاختيار و محض خوشآمد ، لا ينقطع تعريف و توصيف مىكنند ، به طورىكه به خود صاحب مسئله امر مشتبه مىشود و قدرى نمىگذرد كه پدران ايشان رخت از اين عالم برمىبندند و اموال آنها در زمان قليل تلف مىشود . اصحابى كه بودند ، سفره را از نان خالى مىيابند ، هريك عقب كار خودشان مىروند . چون ايّام تربيت آنها منقضى شده است ، گوسالهاى به صورت انسان با حالت پريشان ، به فقر و فاقت مبتلا شده ، مادام العمر به زحمت و بطالت گذرانند ؛ و اگر دولت ظاهرى آنها تلف و ضايع نشده باشد ، فقير علم و عقل و ادب هستند كه از همه چيز بدتر است .
و همچنين علّت عمدهء فقر و غنا اين است كه دولت و عزّت را از خداوند بايد درخواست نمود نه از خلق . هركه از خدا خواست ، بىمضايقه عطا كرد و هركه از خلق خواست ، هميشه محتاج و فقير ماند .
و همچنين بعضى به واسطهء تحصيل علوم و هنرهاى ظاهرى ، معتقد اين مىشوند كه اسباب رزق و معيشت آنها حاصل شده است و از همه كس به جمع مال و عزّت و اعتبار اولى و اليق هستند . غرور آنها را از خدا دور مىكند و نمىدانند :
هنر عيب گردد چو برگشت هور
لاجرم هميشه ذليل و فقير مىمانند ، به طورىكه محلّ ترحّم سفها مىشوند .
و از اين قبيل اشخاص زياد است كه هنرهاى عديده دارند ، فضل و علم