حاذق مباحثه و مناظره نمودن ، دليل حمق و ارتكاب به خطاست . بهترين صفات ، رضا به قضاست . فردوسى مىگويد :
ز خورشيد گردنده تا تيره خاك * همه داد بينم ز يزدان پاك
اصل و عمدهء عدل خداوند در ايجاد خلق است كه روح كاينات به مدلول :
قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي
امر و ارادهء پروردگار است ؛ و قالب مثالى آنها را از طبيعت عناصر و صورت ظاهرى آنها را از صورت عناصر اربعه ايجاد كرد ؛ و هيكل و هيولاى همه را به تصديق : « خلق اللّه آدم على صورته » [ 22 ] به صورت حقيقت باطنى آدم آفريد . پس كاينات در آفرينش صورت و معنى ، مساوى خلق شدهاند و مجموع آنها فردا فردا جزا داده مىشوند به مقتضيات عمل خودشان .
شرافت و كرامت مخلوق را در نزد خود به شهادت :
إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ
به تقوا و پرهيزكارى مقرّر فرمود . پس كمال عدل را فرموده و به قدر ذرّهاى ظلم به احدى نكرده است .
و بعضى از جهّال در فقر و غناى زيد و عمرو ايراد گرفتهاند و نمىدانند كه بهترين مربّى كه خداوند عالم در دنيا به جهت بندگانش قرار داده است ، فقر است . زيرا كه هر هنرى كه آدمى را در كمون است ، فقر و بىبضاعتى مظهر اوست . فقر ، محرّك خلق است به كسب كمال و جمع هنر ؛ و به اين واسطه او را معرفت حال و حصول مال و عزّت و اعتبار در انظار حاصل مىشود ؛ و به همين جهت است كه هميشه اشخاص با كفايت و كمال از صنف فقرا بروز مىكنند و اغلب اولاد اغنيا از كمالات ظاهرى و باطنى عارى و عاطل هستند . جهتش آن است كه مربّى فقر ، مواظبت حال آنها را نكرده است و معتقد اين شدند كه