علم معاد ، عبارت از علوم عقليهء وجدانيه است كه شخص پى به حقيقت اشيا برده و از مطالب مبدأ و معاد مستحضر گردد به طورىكه گويا به رأى العين ديده است . نتيجهء اين علم آن است كه آدمى را از دنيا و مافيها آزاد مىكند . دنيا را كه اينهمه عزّت و اعتبار در او ملاحظه مىشود ، نخواهد ديد الّا جيفه ؛ و طالبان او را نخواهد دانست الّا كلاب ، چنانچه فرمودهاند : « الدنيا جيفة و طالبها كلاب » .
پس علم حقيقى عبارت از علمى است كه قلوب را به انوار قدسيه منوّر نموده ، خلع قيودات نمايد .
علم كز خود تو را نبرهاند * جهل زان علم به بود شايد
و امّا علم معاش ، علمى است كه عالمان او خزانهدار دراهم و دينار خواهند بود . احتياج نخواهند داشت به اينكه واجب الرّعايهء اغيار بشوند و از نامساعدى بخت بنالند و لا ينقطع شكوه و شكايت باشند ؛ و اين علم همين است كه در ممالك اروپ معمول و متداول است .
هريك از ابواب و فصول علم معيشت را اساتيد عديده مىباشد كه در نهايت آسانى و سهولت مىآموزند . در اينصورت ، علوم الفاظ را غير از قيل و قال و مباحثه و مجادله و صداع حاصلى نخواهد بود . عالمان اين علم از فيض دنيا و آخرت بهره ندارند .
بدانكه اغلب حكماى متقدّمين و متأخّرين در بعضى از صنايع خلّاق عالم تحقيقات كرده ، دلايل اقامه نمودهاند كه هر قدر شخص در آنها تأمّل و تفكّر مىنمايند ، به هيچوجه مقبول طبع نمىشود . از جمله مىگويند : « حدوث ابر از بخارات زمين است كه به مرور متصاعد و مجتمع شده ، مبدّل به باران و برف