اگرچه علمى كه به تجربه حاصل گردد ، افضل علوم خواهد بود . زيرا كه سماعى نيست . جوهر عقل و ادراك پى به حقيقت او برده است و لكن در اين اوان خاصّه در ايران اعتنايى چندان به علومى كه از عقل و تجربه حاصل شده باشد ، ندارند .
زيرا كه خلايق علم خود را قابل اعتنا و درخور اعتبار ندانسته ، به عقل و تجربهء اغيار متقاعدند ، بلكه در محسوسات و بديهيات كه مطلقا حاجت به تفكّر و تدبّر ندارد ، علم خود را حجّت نمىدانند ، تقليد عقايد متقدّمين مىنمايند . روايتى كه از آنها نقل شده است ، مستند به او مىشوند ، به خصوص در وقتىكه اسامى ناقلان آن مطلب قدرى مغلق باشد و در كتب قديمه به لغت عربى بيان نموده باشند ، همچنانكه در فتوحات و محاضرة الأبرار چند فقره ملاحظه شد كه محيى الدين مكّى از عمر بن معديكرب روايت نموده است ؛ داستان مفصّل مزخرفى است كه تحرير آن موجب تطويل خواهد بود معهذا امكان عقلى ندارد قول احدى را به او ترجيح بدهند .
گويا عادت اهل اين مملكت از قديم الايّام اينطور بوده است كه هميشه
هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 303
مساهمون: ملا هادي السبزواري
ص٣٠٣