تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
تكذيب معاصرين و تمجيد متقدّمين مىكرده‌اند . كلام خداى تعالى به اين امر ناطق است . آياتى كه مشعر به اين مطلب است كه مجموع انبيا را در عهد خودشان تكذيب مىنمودند و تصديق پيغمبر سابق بر او را مىكردند ؛ و اين فقره عادت قديم اهل عالم بوده است كه اهل اين زمان طبيعت مذكوره را موروثا متصرّف‌اند و پيرايهء اعتبار خود نموده‌اند . قطع نظر از اين فقره ، علم را عبارت از علم الفاظ مىدانند و كمال را منحصر به اين دانسته‌اند كه شخص تتبّع در لغت عرب داشته باشد ؛ اشعار و قصايد امرء القيس و متنبّى و غيره را حفظ نمايد ؛ در لغز و معمّا ماهر باشد ؛ مقامات حريرى را با مقامات بديع الزمان همدانى تطبيق نموده ، به اقتضاى سليقهء خودش يكى را بر ديگرى ترجيح بدهد و با شخصى كه عكس آن را معتقد شده است مجادله نمايد و آخر الامر مطلب معلوم نشود كه كدام‌يك از اين دو مقامه ترجيح به ديگرى دارد ؛ و غفلت از اين دارند كه مجموع آنچه به سالهاى فراوان و رنجهاى بسيار تحصيل نموده‌اند ، بتمامها بطالت و تضييع عمر بوده است . وقتى كه فايده‌اى از اين علوم مشاهده نشد ، اظهار دلتنگى كرده ، مىگويند : « علم را در انظار خلايق اعتبارى نيست » . نعم ما قال :
مرا به تجربه معلوم گشت آخر كار * كه قدر مرد به علم است و قدر علم به مال
و نمىدانند كه علم منحصر در دو علم است : اوّل : علم معاد و دويم : علم معاش