تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
را « ابواب سبعه » ناميده ، مىفرمايد :
لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ
و اين هفتاد نوع را « سلسله » فرموده است و مىفرمايد :
خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُكُوهُ
. و معنى آيهء مباركهء :
وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ
اين است كه « دريافت نمىنمايد هيچ نفسى كه به كدام ارض صورت حيوانى داخل شده و حقيقت آدميت او در دخول به كدام صورت خواهد مرد . » صور حيوانى قبور انسان است ؛
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ
هرچيزى كه وارد به صورت حيوانيت شد ، در حقيقت او را موت دريافته و فانى است
وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ
و باقى مىماند وجه پروردگار تو كه صاحب جلال و مكرمت است . لبّ مطلب اين است : عروج‌كنندگان عالم علوى زنده و پاينده خواهند بود و داخل‌شدگان صورت حيوانيت فانى و فاسد شده‌اند . در حقيقت اموات عبارت از آنهاست . اخبارى كه اشعار بر صحّت وقوع اين مطلب دارد ، بسيار است . از جمله : از خواصّ اصحاب امير المؤمنين - عليه السلام - روايت شده است كه روزى در خدمت شاه اوليا مذاكرهء اين مطالب را مىنمودند . از جملهء حضّار شخصى بود كه پدر خود را معاند اهل بيت مىدانست ، عرض كرد : يا امير المؤمنين ! آيا پدر من از اين جمله خواهد بود ؟ حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - فرمودند : آرى ! پدر تو از آنهاست . آيا مىخواهى او را در اين لباس ملاقات نمايى ؟ عرض كرد : بلى يا امير المؤمنين ! آن حضرت فرمودند : برو به خارج مدينه در مسلخ گوسفندان ، جمعى از