ابن اللّه دانستند و نصارا مسيح را پسر خدا تصوّر كردند . در اينصورت مادر عزير و مادر عيسى زن خدا خواهند بود . احتمال دارد كه اين دو زن در خلوت خاصّ الوهيّت با يكديگر جنگ و خصومت آغاز نمايند .
چون عقايد خلق به اين درجه ضايع بشود ، بديهى است كه اينچنين مذهب و ملّت قابل بقا نخواهد بود . حتما بايد منسوخ بشود . يهود در حقّ مريم و عيسى فاسد العقيده شدند و نسبت زنا دادند و نصارا از تولّد يافتن عيسى بدون پدر معتقد اين شدند كه البتّه پدر او خداست و اين پسر خدا مىباشد و حال آنكه از اثر وجود روح القدس موجود شد . موافق قاعده اين است كه آن حضرت را عيسى بن روح القدس بگويند ؛ برعكس ابن اللّه مىنامند . در اينصورت ، حضرت آدم كه بدون پدر و مادر خلق شده است ، بايد خود او خدا باشد . بطلان اين عقايد را حاجت به استدلال نيست . البتّه ملّت نصارا در خور نسخ است .
و ايضا : در آن رساله استدلال نموده است به اينكه قرآن كلام خدا نيست ، به دليل اينكه در قرآن خبر نداده است كه حضرت مسيح پسر خداست و در مرتبهء الوهيّت است . اين فرنگى ناقص العقل در اينهمه طول زمان بعثت محمّد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - هنوز نفهميده است كه مقصود خداى تعالى از مبعوث نمودن محمّد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - و نازل فرمودن قرآن ، منسوخ كردن ملّت نصارا و اثبات اين فقره است كه عيسى پسر خدا نيست و رتبهء الوهيّت ندارد ، بلكه بندهاى از بندگان خداى تعالى است . مثل عيسى در نزد خداى تعالى مثل آدم است كه او را بدون پدر و مادر آفريد . اين عمل اشكال دارد كه شخصى موجود بشود بدون پدر و مادر . در تولّد عيسى - عليه السلام - فقدان ابوين از يكطرف بود . نصارا او را
هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 227
مساهمون: ملا هادي السبزواري
ص٢٢٧