چه قدر دستها كه در گرفتن زمام ناقهاى كه حمل هودج عايشه بر او بود قطع شد و در جوانب هودج صفحات جديد وضع نموده بودند كه هيكل عايشه را از زخم تير و نيزه و شمشير صيانت نمايد . آخر الأمر يكى از اتباع عايشه فرياد كرد كه اى مادر مؤمنان ! به بقيّهء اولادت رحم بكن كه اغلب آنها همه كشته و به خاك و خون آغشته و معدود و قليلى از آنها باقى است كه اغلب آنها مجروحاند ؛ و تعجّب در اين است كه عرق ترحّم مادرى شما هنوز متحرّك نشده است و به معدودى كه از اولاد تو باقى مانده است رحم نمىكنى ؟ ! شخص منصف بدون تأمّل دريافت مىكند كه اين حركات ركيكه ناهنجار و قبيح با حكم صريح آيهء
وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ
چه قدرها مباينت و ضدّيت دارد ؛ و همچنين خداوند مىفرمايد :
مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِيماً
. در صورتىكه قتل يك نفر مؤمن موجب لعنت و خلود در جهنّم باشد ، آيا قتل هفتاد هزار نفر مورث چه چيز خواهد شد ؟ !
اگر گويند : « او خود مرتكب قتل نشد تا داخل در مصداق آيه بشود . » در اين صورت ايراد « الفتنة أشدّ من القتل » وارد مىآيد .
اگر گويند : طلب خون عثمان مىكرد .
جواب گوييم كه عايشه ولىّ دم عثمان نبود . فرضا اگر هم بود ، از علىّ مطالبهء خون عثمان نمودن و اينهمه خون ناحقّ ريختن معنى نداشت ؛ و شخص عايشه در يوم الدار كه عثمان را محصور نموده بودند ، خلايق را بر قتل عثمان تحريك مىكرد « اقتلوا نعثلا » [ 120 ] مىگفت و عثمان را به جهت اطوار زشت او و طول لحيه كه داشت به نعثل يهودى تشبيه نموده بود .