تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
بن أبى طالب » [ 73 ] را نمايند . - و ديگر سورهء مباركهء
ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ وَ إِنَّ لَكَ لَأَجْراً غَيْرَ مَمْنُونٍ وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ فَسَتُبْصِرُ وَ يُبْصِرُونَ بِأَيِّكُمُ الْمَفْتُونُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ
. اين آيات خبردهنده از روزى است كه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - مريض بود ، مطالبهء دوات و قلم و كاغذ فرمود كه وصيّت و تصريح مجدّد در خلافت علىّ فرمايد ، گفت : « إيتونى بدوات و قلم و بيضاء أكتب لكم كتابا لن تضلّوا بعدى » . [ 74 ] فقال عمر : « حسبنا كتاب ربّنا إنّ نبيّكم ليهجر . » يعنى : قرآن ما را كافى است . وصيّت پيغمبر به كار نمىآيد ، به علّت اينكه مريض و محتضر است ، لغو و بيهوده و هذيان مىگويد . خلاصهء معنى آيه اين است كه [ قسم به ] دوات و قلم و چيزى [ كه ] روى آن مىنويسند - يعنى كاغذ - نيستى تو به اظهار نمودن و نوشتن وثيقهء خلافت و ولايت علىّ بن ابى طالب كه نعمت پروردگار تو است به ديوانه و هذيان‌گو . تو در خلقت استوار و محكمى هستى كه امراض و ارتحال ، تو را پريشان‌گو و ديوانه نمىكند . زود است كه تو ببينى و آنها هم ببينند كه كدام يك از شما مفتون و ديوانه و هذيان‌گو است . بدرستىكه پروردگار تو اعلم است به حقيقت احوال آن‌كسى كه از راه خدا گمراه است و اوست عالم به راه يافتگان . و همچنين از جملهء القاب خاصّهء محمّد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - كه در قرآن بيان فرموده‌اند ، كلمهء نور است . آيهء
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ
. در بيان اين فقره و اثبات اين امر ، دليل معظمى است . در باب توحيد ، اين آيه تفسير و تأويل شده است . در اينجا حاجت به تكرار ندارد ؛ و آيهء مباركهء