تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
خداى تعالى دعوت مىنماييم كه ما بين ما و شما حكم كند . » اهل كوفه به محض شنيدن اين حرف ، شمشيرها را در غلاف نموده ، دست از قتال بازداشتند . چون اين خبر به عرض وصىّ پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - رسيد ، فرمود : « اهل شام محض وقوع اختلاف در لشكر ما اين مكر را انگيخته‌اند . آگاه باشيد كه اين عمل از روى كيد و مكر و تلبيس است . كلام اللّه ناطق و آيات بيّنات من‌ام . دست از جنگ برمداريد . » چون اغلب آنها معتقد صورت ظاهر و الفاظ بودند ، با حقيقت و معنى الفت و اتّحاد نداشتند ، در اجراى حكم تكاهل نموده ، اقدام به حرب نكردند تا اينكه آثار ضعف در وجنات آنها ظهور يافت . بنيان ظلم را استحكامى پديد آمد كه به مرور شجرهء ملعونه بنى اميّه قوى گرديد ؛ بر اسلام و اسلاميان مستولى شدند ؛ خونها ريخته ، بدعتها انگيختند ؛ حقّ مخفى و مستور ماند ؛ ائمّه اطهار - صلوات اللّه عليهم - مطالب معنوى را نتوانستند بالصّراحة اظهار نمايند ، به رمز و كنايه و استعاره در ضمن دعوات و مناجات بيان مىفرمودند و بعضى از مواليان را كه محرم اسرار بودند ، بالصّراحة آگاهى داده ، امر به كتمان مىكردند ، چنانچه در همين دعا فرموده‌اند كه از نااهل پنهان بداريد ؛ يعنى از تأويل و توجيه اين دعا اشخاصى را كه صلاحيت ندارند مستحضر نكنيد كه متضمّن مفسده خواهد شد . در ايّام تقيّه بايد مبالغه در اخفاى مطلب نمود و در غير مقام تقيّه بايد جدّ و جهد در افشاى آن كرد . حال كه - به حمد اللّه تعالى - تقيّه مرتفع است صلاى
لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ
را به عالميان در داده‌اند .
فاش مىگويم و از گفتهء خود دلشادم * بندهء عشقم و از هر دو جهان آزادم