فراغ از آشاميدن آب باعرابى داد عمر گفت يا رسول اللّه ابو بكر بر دست چپ بود چرا به او ندادى ؟ رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت « و كان الكاس مجريها اليمينا » بنابراين قصه بايد كه ابو بكر از جمله
« وَ أَصْحابُ الشِّمالِ ، ما أَصْحابُ الشِّمالِ »
بوده باشد يا از آن جمله كه قال اللّه تعالى
« فَما لِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزِينَ »
.
گويند رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت « ان اللّه وضع الحق على لسان عمر » .
گوئيم چون در حرب بدر عباس و عقيل را گرفتند باسيرى ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بابى بكر مشورت كرد در حق ايشان ابو بكر گفت عفو اولاتر است و چون با عمر مشورت كرد عمر گفت ببايد كشتن ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را اين راى بد آمد و برنجيد ، و برأى ابى بكر حكم كرد و اگر حق به زبان او موضوع بودى رسول صلّى اللّه عليه و آله بر قول او حكم كردى .
و در صحيح بخارى آمده كه رسول صلّى اللّه عليه و آله در مرض موت خود گفت « ائتونى بدوات و كتاب اكتب لكم ما به تحسم مادة الاختلاف بعدى » مردم قصد كردند كه ملتمس رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بياورند عمر گفت « الرجل يهذى - و روى - يهجر » و رسول صلّى اللّه عليه و آله را غش رسيد چون با خود آمد گفتند يا رسول اللّه ملتمس شما را بياريم گفت « بعد - الذي قلتم ما قلتم » كسى كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را هرزهگوى و فضلهگوى خواند چگونه گويند « ان اللّه وضع الحق على لسان عمر » .
گويند رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله گفت « ما طلعت الشمس و لا غربت على رجلين بعد - النبيين خير من ابى بكر و عمر » .
گوئيم در مؤلف جرير طبرى آمده كه رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت با فاطمه « ان اللّه اطلع على اهل الارض اطلاعة فاختار رجلين احدهما ابوك فجعله نبيا و الآخر بعلك فجعله وصيا « و فيه » ان علي بن أبي طالب خير من طلعت عليه الشمس و غربت » .