ترا حاجتى باشد قضا كنم و چون خدمتى باشد بتقديم رسانم ، زن گفت « جزاك اللّه خيرا افضل ما جزى اماما عن رعيته » .
صفتى ديگر
« أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ »
سختدلان و غلبه كنندگان باشند بر كافران در شجاعت و در غلبه و سختدلى آن حضرت بر كفار هيچكس خلاف نكرده ، و مقرر و معين است كه جمله ابطال و مبارزان كفار بتيغ او كشته شدند و بقهر او سرگشته گشتند .
صفتى ديگر
« يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ »
جهادكننده در راه خدا و از ملامت هيچ ملامتكننده نترسند و اين نيز صفتى است كه آن حضرت به اين صفت متصف است ، و مشهور و معروف است كه آن مقدار جهاد كه او كرد هيچكس ديگر نكرده خواه در زمان رسول و خواه بعد از وفات او چنان كه رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت كه « لا تسبوا عليا فانه خشن فى ذات اللّه » .
و چون اين آيه در شأن او نازل شد و آن حضرت جامع جميع صفات حميده و اخلاق مرضيه بود و در غير او اين صفات نبود ، پس آن سرور افضل باشد از غير و چون افضل باشد امام باشد .
شك و تحقيق
بدان كه امام فخر رازى را دو سخن است اول آنكه مراد از اين آيه ابو بكر است ، زيرا كه مقصود در اين آيه بيان حال كفار و اهل ايمان است ، و محاربه شاه ولايت با طايفهء اسلاميان بود و حرب ابو بكر با كافران بود .
مخفى بر دقيقهرسان نخواهد بود كه اين كلام بغايت ناصواب است ، چه مخالفت با آن روايات دارد و همچنين با مدلول آيه : اما اول ظاهر است .
و اما دوم بنابر آنست كه حق تعالى خطاب با اهل ايمان نمود كه جماعتى كه صفت ايشان اين است كه اهل ايمانند هر كه مرتد شود از شما ، يعنى هر كه در