تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 740

مساهمون:

ص٧٤٠
الدين محمود بن عبد الرحمن اصفهانى ( م / 749 ) كه به شرح قديم معروف است . ص 616 س 5 : زعم محمد بن زكريا ابو بكر محمد بن زكريا بن يحيى رازى ، از اجلّه پزشكان و حكيمان قرن سوم و چهارم هجرى است و نظير او را در تاريخ علوم ، به ويژه طب به ندرت مىتوان يافت و اكثر اطباى اسلامى از افكار و آراء او در طب و مداواى بيماران استفاده كرده‌اند . تا آنجا كه وى به « جالينوس العرب » و « طبيب المسلمين » لقب يافت ، وى به سال 251 ه به دنيا آمد و به سال 313 ه درگذشت ، گفته شده است وى در دنياى طب دو نوآورى داشت ، يكى اعتقاد به رابطه طب با كيميا ( شيمى ) و اينكه معالجه امراض نتيجهء فعل و انفعالات شيميايى است كه دارو در جسم بيمار مىكند ، و ديگر رابطه طب با نفس و روان ، همان چيزى كه امروز به عنوان روان پزشكى از آن ياد مىشود . ( فلاسفة الشيعة ، ص 466 ، خدمات متقابل اسلام و ايران ، ج 2 ص 569 ) ص 619 س 18 : و سابقا بيان كرديم كه خلود عقاب . . . ر . ك به فصل دوازدهم از باب سوم از مقاله دوم : « و چون قياس قلّت شرور را نظر به نظام كلّ اعتبار كرديم پس لازم نيايد اكثريت شر نظر به نفوس هالكين به حسب شقاوت اخروى . . . » ص 621 س 13 : و نزد هر كه حقيقت انسان نفس مجرد است . . . چنين ملازمه‌اى در كار نيست ، زيرا هرگاه فرد مزبور بر اين باور باشد كه پاداشها و كيفرهاى سراى ديگر دو گونه است ، حسى و عقلى ، و درك پاداشها و كيفرهاى حسى منوط به تعلق نفس به بدن و قواى بدنى است ، در نتيجه او به هر دو معاد جسمانى و روحانى معتقد مىباشد .