است بدست آورد ، كه اين امر در مورد خداوند محال است . و مقصود از غايت فعل اين است كه ، فعل خالى ، غايت و نتيجه عقلانى نباشد تا اينكه لغويت لازم نيايد ، و اين امر به حكم عقل در مورد افعال الهى لازم است ، چنان كه قرآن افعال تكوينى و تشريعى خداوند را به غايات و اغراضى تعليل نموده است .
ص 319 س 17 : و لفظ قضا و قدر گاه بحسب علم اطلاق كرده شوند و گاه بحسب وجود .
علامه طباطبايى در اين باره در آثار مختلف فلسفى كلامى و تفسيرى خود ، تحقيق ارزندهاى دارند كه فشرده آن را يادآور مىشويم : در كلمه قضا معناى حتميّت مأخوذ است ، و عبارت است از نوعى نسبت ضرورى ميان يك شيء و محمول يا صفت آن ، اين مطلب در حكم قاضى ، مفاد قضيه و موارد ديگر آن موجود است ، و مفاد آن در نظام تكوين عبارت است از نسبت قطعى در مورد هستى يك شيء كه از علّت تامّه آن ناشى مىشود كه سر انجام به علم عنايى و ذاتى خداوند منتهى مىگردد . بنابراين قضاء الهى دو مرتبه دارد ، يكى مرتبه ذات و ديگرى مرتبه فعل ، و بيشترين موارد كاربرد آن در قرآن و روايات مرتبهء دوّم ( قضاء فعلى ) است .
و قدر به معنى اندازه و ويژگيهاى شيء است كه در عالم تكوين عبارت از محدوديتهاى وجودى ممكنات ، و اين محدوديت در مورد مجردات ، همان محدوديت ذاتى و ماهوى آنهاست ، و در مورد ماديات خصوصيات آنهاست كه از طريق علل و اسباب مادى آنها حاصل مىشود ، و قدر به معناى مزبور از صفات فعل خداوند است ، و چون اين خصوصيتها و محدوديتها مسبوق به علم ازلى الهى است ، آن را قدر علمى الهى مىناميم . چنان كه آيه كريمه :
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ
( حجر / 21 ) ناظر به اين مطلب است . . .
( الميزان ، ج 12 ، ص 144 ، ج 13 ، ص 72 - 73 ، اسفار ، ج 6 ، ص 291 -