293 ( پاورقى ) ، شيعه در اسلام ، ص 77 )
ص 324 س 17 : و قسم سوّم و پنجم واقع نتواند بود .
زيرا لازمه موجود بودن قسم سوم ترجيح احد المتساويين بلا مرجّح مىباشد ، و لازمه موجود بودن قسم پنجم ترجيح مرجوح بر راجح است چنان كه حكيم سبزوارى گفته است :
ترجيح مرجوح و ما تساويا * شرّا كثيرا مع مساو ابطلا
و هرگاه تحقق دو قسم مزبور محال باشد ، تحقق قسم نخست ( شرّ محض ) به طريق اولى محال خواهد بود ، گذشته بر اينكه اصولا تحقق آن مستلزم اجتماع نقيضين است ، زيرا وجود مساوى با خيريت است ، و چون فرض اين است كه شرّ محض است ، پس هيچگونه خيرى در آن متصوّر نيست ، و حال آنكه لازمه موجود بودن آن اين است كه داراى سهمى از خيريت باشد .
ص 333 ص 20 : فرق آن از معجزه به بطلان ما يدعو اليه به حسب عقل توان كرد .
معجزه در صورتى دليل بر صدق دعوى آورنده آن است كه . با مدّعاى وى مطابقت داشته باشد .
مثلا اگر فردى دعوى نبوت كرده بگويد ؛ گواه بر صدق مدعاى من اين است كه اگر دست بر بيمارى بكشم شفا مىيابد ، ولى پس از انجام اين عمل ، بيمارى او شدّت يابد و يا جان بسپارد و در اين صورت اگر چه آنچه رخ داده است خارق العاده مىباشد ولى دليل بر دروغگو بودن مدعى است نه راستگو بودن وى ، چنان كه در مورد مسيلمهء كذّاب نقل كردهاند كه وى در مقام آوردن معجزه آب دهان خود را به چاهى افكند تا آب آن افزايش يابد ، ولى ناگهان چاه خشك گرديد ، و يا دست خود را بر كودكان قبيلهء بنى حنيفه كشيد ، آنان بيمار شدند . ( كامل ابن اثير ، ج 2 ، ص