تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠
طريقهء ديگر ؛ واجب است اعتبار نصّ ، در امام و غير على ، منصوص نيست بالاتّفاق ، پس امام على - عليه السلام - باشد . طريقهء ديگر ؛ ثابت شد افضليّت على - عليه السلام - و چون او افضل باشد ، امام او باشد ، نه غير او ؛ و لامتناع تقديم المفضول على الفاضل . طريقهء ديگر ؛ ثابت شد منصوص بودن على - عليه السلام - به امامت و چون منصوص او باشد ، امام او باشد ، نه غير او ، لامتناع مخالفة النصّ . طريقهء ديگر ؛ غير على - عليه السلام - متّصف بود به ظلم - در وقتى از اوقات - و هر كه ظالم بوده باشد - در وقتى از اوقات - هرگز امام نتواند شد ؛ پس امام غير على نتواند بود . طريقهء ديگر ؛ از غير على صادر شده ظلم و قبيح در وقت ادّعاى امامت ، و هر كه صادر شود از او ظلم و قبيح « 1 » در وقت ادّعاى امامت بالضرورة امام نتواند بود ، پس غير على امام نتواند بود . طريقهء ديگر ؛ غير على منصوص نيست و هر كه منصوص نيست « 2 » ، مأذون نيست به خلافت ، و هر كه مأذون نيست به خلافت ، خليفه نتواند بود . طريقهء ديگر ؛ اجماع است در اينكه ، امام « 3 » على است يا عباس يا ابو بكر ؛ ليكن عباس و ابو بكر امام نتوانند بود ، لانتفاء العصمة عنهما بالاتّفاق . پس على - عليه السلام - امام باشد و إلّا لزم خرق الإجماع المركب . طريقهء ديگر ؛ اگر ابو بكر امام باشد ، يا به نصّ خواهد بود يا به بيعت ، لأنّ كلّ من قال بإمامته قال بذلك الحصر و القسمان باطلان ، امّا نص بنابر آنكه اگر نصّ مىبود در روز سقيفه محتاج به بيعت نمىشد و اظهار نصّ مىكرد ، و
هامش
( 1 ) ج : قبح . ( 2 ) ب : نباشد . ( 3 ) ج : يا .