تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
هرآينه به نجات تو نزديكتر خواهد بود در روزى كه تنها در حفرهء تنگ و تاريك خوابيده باشى ، و اعوان و يارىدهندگان تو ، ترا واگذاشته باشند ؛ فقد سمعت كما سمعنا و رأيت كما رأينا . و ترا منع نكرد ديده و شنيده تو از اين امرى كه متشبث به آن شدى كه هيچ عذرى ترا در تقلّد آن نخواهد بود ، و دين مسلمين را نيز از خلافت تو نصيبى نتواند بود . فقد أعذر من أنذر و لا تكون كمن أدبر و استكبر « 1 » . پس ابو ذر برخاسته و سخنانى نزديك به اين بگفت « 2 » . و همچنين يك يك برمىخاستند و تبليغ حجت مىكردند و مضمون همه نزديك به هم است . اگر در نقل همهء آنها خوض رود به طول مىكشد و در آخر همه ، ابو أيّوب انصارى برخاست ، و پس از حمد خدا و ثنا و صلوات بر رسول و آل وى گفت : يا معشر المهاجرين و الأنصار ؛ أما سمعتم قول اللّه - عزّ و جلّ - :
إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً
، « 3 » و قال تعالى :
إِنَّا أَعْتَدْنا لِلظَّالِمِينَ ناراً أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها
« 4 » آيا خواهيد ايتامى نزديكتر از ايتام رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم كه ديروز جدّشان وفات كرده ؛ و امروز شما غصب حقّ ايشان نموديد ؟ اين بگفت و گريه بر أبى أيوب زور آورده ديگر نتوانست سخن گفت . و ابو بكر شرمنده و ملزم بر منبر بود كه عمر گفت : يا لكع إذا كنت لا تقوم بحجّة فلم أقمت نفسك هذا المقام . يعنى اى لئيم هرگاه تو قادر بر اقامت حجت نيستى ، چرا قبول خلافت كردى ؟ پس دست او را گرفته فرود آورد و با هم به منزل او رفتند « 5 » ، و بالجمله انكار جماعت مذكوره خلافت ابى بكر را و مجاجّه كردن با او نزد طائفه محقّه ثابت است ، به نوعى كه قابل تشكيك
هامش
( 1 ) احتجاج ، ط بيروت : 1 / 77 ، 76 . ( 2 ) احتجاج ، ط بيروت : 1 / 77 ، 76 . ( 3 ) النساء 4 / 10 . ( 4 ) الكهف 18 / 29 . ( 5 ) احتجاج ، ط بيروت : 1 / 79 ، و بحار الأنوار 28 / 202 - 189 .