تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
اثنا عشر خليفة . و از قول او كه : لا يزال الاسلام عزيزا إلى اثنى عشر خليفة « 1 » مدخليت ايشان در عزت دين تا اهتمام كند طالب حق و نجات در معرفت ايشان به واسطهء آنكه اخذ كند آنچه نمىتوان دانستن آن مگر به بيان ايشان ، و ايشانند كه تعبير كرده است رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به سفينهء نجات . اگر گويى : از اينكه مراد به امير معنى اول نباشد لازم نمىآيد كه مراد از آن معنى ثانى باشد ، چه ممكن است كه مراد از امير در روايات كسى باشد كه او را مزيّتى در علم و صلاح باشد اگر چه به مرتبهء عاليهء عصمت و حجت نرسيده باشد . جواب آنكه : صاحبان مزيت هرگاه به مرتبهء حجيت و عصمت نرسيده باشند اگر فرض كنيم كه منحصر باشند در دوازده اطلاعى نخواهد بود ما را بر ايشان به واسطهء ابهام . و با ظهور اين اگر فرض اطلاع كنيم بر آن اطلاع منفعتى كه از روايات متبادر مىشود حاصل نمىشود ، چه متبادر از روايات احد ثقلين بودن ايشان است كه متمسك به ايشان گمراه نمىشود . و گويا كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به اين روايات تخصيص داده است سبب نجات را به بودنشان از قريش ، و بعد از اين روايت نبودنشان از اهل بيت به واسطهء رعايت تدريجى كه مناسب امثال اين امر است در امثال آن زمان . و از جمله دلايل بر ائمهء اثنا عشر آنكه عقل دلالت دارد بر استمرار امام معصوم كه خداى تعالى تعيين كرده باشد دارد همچنان كه در اوائل كتاب ظاهر
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم 6 / 3 ، بحار الانوار 36 / 235 ح 22 .
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 373 | محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)