تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
گفت : بدرستى كه من نشسته بودم نزد ابن عباس . . تا قول او كه : و شرى على نفسه لبس ثوب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ثم نام مكانه يعنى : فروخت على نفس خود را پوشيد جامهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را و بعد از آن خوابيد به جاى او .

[ اشكال بر فضيلت مبيت ]

اگر كسى بگويد كه : نزول آيه در امر مبيت و مباهات خداى تعالى به آن به ملائكه و گفتن اينكه على نفس خود را فداى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كرده ، دلالت دارد كه على عليه السّلام ندانسته است كه مشركان او را به قتل نمىرسانند و بر غايت عظمت اين هيبت نزد خداى تعالى ، پس چگونه جمع مىشود اين امور با قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه : « فانه لا تخلص إليك منهم مكروه إن شاء اللّه » ؟ و امر كردن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به قضاء ديون او و ردّ ودايع او كه دلالت بر امن از قتل دارد . جواب مىگوئيم كه : امن لازم نمىآيد مگر در وقتى كه معلوم باشد كه « ان شاء اللّه » را محض تبرك است نه از براى تعليق ، و يا داند كه امر به قضاء ديون و ردّ ودايع مشروط به حيات نيست به حسب قصد . و گويا كه آن حضرت تجويز كرده است كه ذكر « ان شاء اللّه تعالى » تعليقى و امر به آن دو شرط به حيات باشند به حسب معنى ، و اين بعيد نيست در اوامر مطلقه اگر دعواى ظهور اين معنى نكند كسى در وقتى كه از حكيم صادر شود . خلاصهء سخن كه : نزول آيه و قول به فداء نفس دلالت بر تجويز قتل دارد دلالت واضحه ، و منافاتى در ميان اين تجويز و ميان آنچه توهم منافات ممكن است منافاتى نيست . و در خصوص قول رسول اللّه كه : « لا يخلص إليك مكروه » محمل ديگرى هست و آن اين است كه : نمىرسد به تو آنچه ضرر داشته و تو راضى نباشى