تسليم كرد نبى صلّى اللّه عليه و آله رايت را به ابو بكر و برگشت با جماعت شكست خورده « 1 » و خائف بوده و آن رايت را روز ديگر به عمر داد و اين هم مثل آن كرد پس فرمود نبى صلّى اللّه عليه و آله : « لأسلمنّ الراية غدا إلى رجل يحبه اللّه و رسوله و يحب اللّه و رسوله كرارا غير فرار ايتونى بعلى » « 2 » .
فقيل : به رمد .
فتفل فى عينيه و دفع الراية إليه فقتل مرحبا فانهزم اصحابه و غلقوا الأبواب ففتح على الباب و اقلعه و جعله جسرا على الخندق و عبروا و ظفروا .
فلما انصرفوا أخذ بيمينه و رماه أذرعا و كان يغلقه عشرون و عجز المسلمون عن نقله سبعون رجلا .
و قال على عليه السّلام : « ما قلعت خيبر بقوة جسمانية و لكن قلعته بقوة ربانية » « 3 » يعنى :
هرآينه مىدهم رايت را فردا به كسى كه دوست مىدارد خدا و رسول او را و دوست مىدارد او خدا و رسول او را ، اراده كردم از اين كسى را كه حملهكننده است و گريزنده نيست ، بياريد از براى من على را .
گفتند كه : او رمد دارد .
پس آب دهن در دو چشم او كرد و رايت را به او داد پس او كشت مرحب را و منهزم شدند اصحاب او و بستند درها را .
پس على عليه السّلام در را گشود و كند ، و آن را پل كرد بر خندق و لشكر گذشتند و ظفر يافتند .
هامش
( 1 ) . مناقب ابن المغازلى : 181 ، الطرائف : 57 ، ح 53 .
( 2 ) . بنگريد به : صحيح بخارى 5 / 22 - 23 و 171 ( چاپ محمد صبيح ) ، صحيح مسلم 5 / 195 و 6 / 121 - 122 .
( 3 ) . كشف اليقين : 141 - 142 با اختلاف اندك ، الارشاد ، شيخ مفيد : 66 .