تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
هست اين مگر تصريح به آنچه اماميه ذكر مىكنند و اعتقاد دارند آن را ؟ مىگوئيم كه : نيست امر چنان كه تو گمان برده‌اى و گمان برده‌اند اماميه و اراده نكرده است از ائمهء ضلالت مگر معاويه و عمرو بن عاص و كسى كه پيرو ايشان بوده است بر ضلال مثل چيزى كه در حق معاويه روايت كرده است كه : خداوندا ! حفظ كن او را از عذاب و حساب و او را بدار به عمل كتاب . و مثل روايت عمرو بن عاص به واسطهء تقرب جستن به سوى قلب معاويه كه : بدرستى كه آل ابو طالب اوليا نيستند ، نيست ولى خدا مگر صالح المؤمنين . و مراد او به صالح المؤمنين همان است كه در قرآن مذكور است . و چون روايات به عامه و خاصه دلالت دارد كه مراد از صالح المؤمنين امير المؤمنين عليه السّلام است غرض از وضع اين حديث اين بود كه اين حق را از دل جهال بيرون كند به اين عنوان كه در اين روايت ولايت سلب شده است از آل ابى طالب ، و اثبات آن شده است از براى صالح المؤمنين ، پس صالح المؤمنين غير آل ابى طالب خواهد بود و پس مراد از صالح المؤمنين غير على خواهد بود . و مثل روايت قومى در زمان معاويه اخبار بسيار در فضايل عثمان به واسطهء تقرب به معاويه . تمام شد مضمون كلام ابن ابى الحديد « 1 » .

[ ردّ كلمات ابن ابى الحديد ]

و در اين نظر است : چه تخصيص ائمهء ضلالت به معاويه و عمرو بن عاص
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغة 11 / 42 .