اهل سنت بيايد مىكند عدم احتجاج ايشان به اين روايت در مواضع حاجت .
و اما ضعف رواياتى كه بعد از اين روايت است غير از آنچه از امير المؤمنين عليه السّلام نقل كرده شده است به منع مشترك و امارت كذب عدم احتجاج به آن روايات است در مواضع حاجت ، و در غير روايت اخيره .
و اما آنچه از آن حضرت نقل شده است بعد از منع اعتقاد نداشتن آن حضرت خيريت را در اين دو و همچنان كه قبل از اين ظاهر شد و بعد از اين هم ظاهر خواهد شد ان شاء اللّه تعالى .
و خصوص روايت رابعه و سادسه دلالت بر مذهب بكريه مىكنند ، و با ظهور بطلان اين مذهب قائل به اين مذهب نيست كسى كه از اهل علم است از اهل سنت .
و در ششم زيادتى در ظهور بطلان هست چه ابن ابى الحديد تصريح به مجعول بودن آن كرده است .
و خصوص سابعه مشتمل است به مدح ابو بكر به تزويج ابنته كه مطلق وجهى ندارد و به مدح او به مجاهده به عنوان مجاز از تكثير سواد در موضعى كه نگريخته باشد ، گويا گمان مىكنند تكثير سواد او در موضعى كه فرار نكرده است افضل است از مجاهده به سيف و سنان و به قتل رسانيدن ابطال و شجعان !
و قباحت اين توهم اظهر است از آنكه محتاج باشد به بيان .
و خصوص عاشره دلالت مىكند بر احبيّت عايشه و پدرش نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و افضليت عمر .
و ابطال اول مىكند آنچه روايت كردهاند در كتب صحاح ايشان از عايشه كه : احب ناس نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فاطمه عليها السّلام است ، و احب مردان شوهر
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 125
مساهمون: محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)
ص١٢٥