مىيابيد « 1 » .
[ جواب از مجعولات فضل خلفا ]
جواب آنكه : استدلال به اين روايات ضعيف است .
اما روايت اولى : بعد از منعى كه مشترك است ميان روايات ، و آنچه سيد مرتضى طاب ثراه گفته - و من قبل از اين نقل كردهام كه راوى آن عبد الملك بن عمر است ، و او كسى است كه پيروى بنى اميه كرده و والى قضا از براى ايشان شده و شديد العداوه و انحراف از اهل بيت بوده و در نفس و امانت خود متهم بوده روايت كرده شده است كه : او مىگذشته بر اصحاب امام حسين عليه السّلام در حالتى كه ايشان مجروح بودند و ايشان را تمامكش مىكرد ، در اين باب به او عتاب كردند ، گفت كه : من اين كار را به واسطهء راحت ايشان مىكنم - ضعيف است به اينكه احتمال امر به اقتدا به ابو بكر و عمر در مسائل شرعيه معارض است اين دو كه ظاهر شد و به عدم احتمال عموم نسبت به همهء اصحاب به دليل باب مدينه علم بودن امير المؤمنين عليه السّلام و اقتضاى صحابه بودن آن حضرت و خصوص نفعى ندارد ، و احتمال ارادهء اقتدا در امر خلافت و امامت محتاج به بيان است و امرى كه صلاحيت بيان به آن داشته باشد نيست .
و با قطع نظر از اين بطلان ، اين احتمال از تذكر امور مذكوره در نهايت ظهور است ، و احتمال تبعيت اين دوراهى كه دانسته باشند قبل از آن راه را چنان كه بعض علما تجويز كردهاند دلالت بر مقصود تبعيت ايشان نمىكند ، و دلالت بر كذب روايت يا عدم ضعف دلالت سياق آن بر ارادهء معنى كه به كار
هامش
( 1 ) . بحار الانوار 23 / 156 .