تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
پس اگر ترك انكار از صحابه بر ابو بكر دليل باشد بر درستى و صحت منع او به درستى كه در ترك انكار بر فاطمه عليها السّلام دليل خواهد بود بر درستى و صحت طلب او ، و اقلّ آنچه واجب بود بر ايشان در اين باب بيان كردن آنچه ندانست و به خاطر آوردن آنچه فراموش كرده بود و صرف كردن او از خطا و رفع قدر او از اينكه بر ابو بكر امور نامناسب گويد و جور كند عادل را و قطع كند صله‌كننده را . و هرگاه بيابيم صحابه را كه انكار بر هيچ يك از خصمين نكردند پس متكافى خواهد بود امور و متساوى خواهد بود اسباب و رجوع به اصل حكم خدا در مواريث اولى خواهد بود به ما و به شما واجب خواهد بود و بر شما . بعد از آن گفته است جاحظ كه : اگر گويند : چون گمان كرده مىشود ظلم بر فاطمه و تعدى بر او حال كونى كه هر چند زياد مىكرد فاطمه بر او غلظه زياد مىكرد ابو بكر از براى فاطمه نرمى و رقه ، از اين حيثيت كه فاطمه مىگفت : و اللّه كه با تو سخن نمىگويم هرگز ! و ابو بكر مىگفت كه : و اللّه كه با تو هجران نمىكنم هرگز ! بعد از آن فاطمه مىگفت كه : و اللّه كه نفرين مىكنم بر تو ! و ابو بكر مىگفت كه : و اللّه كه دعاى خير مىكنم از براى تو ! و بعد از آن تاب آورد اين كلام غليظ و سخن شديد را در دار خلافه و در حضور قريش و صحابه با حاجت خلافت بر آنها و رفعت ، و آنچه واجب است از براى آن از تنزيه از عيوب و هيبت ، بعد از آن منع نكرد او را اين از اين كه گفت عذر گوينده يا تقرّب جوينده كلام كسى كه عظيم شمرد حق فاطمه را و بزرگ داند مرتبه او را و رعايت كند روى او را و مهربان باشد به او : هيچ كس دشوارتر نيست بر من از تو فقر او ! و هيچ كس دوست‌تر نيست به سوى من از تو غناء او ، اما شنيده‌ام رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را كه مىگفت كه : ما جماعت پيغمبران