تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
و ساير تشويشات كه در خبر است . و گفته است « 1 » : و اگر نه اين بود كه اين حديث كه حديث خصومت على و عباس است نزد عمر مذكور بود در كتب صحاح مجمع عليها من طول نمىدادم تعجب را از مضمون آن ، زيرا كه اگر غير مذكور بود در صحاح بعض آنچه ذكر كرده‌ام مطعون مىكرد صحت آن را . و در موضع ديگر روايت كرده است روايت ديگر كه در آن هست كه : قسم مىدهم شما را آيا شنيديد از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه مىگفت : كل مال نبى فهو صدقة الا ما اطعمه اهله انا لا نورث . فقالوا : نعم . يعنى : مال هر پيغمبرى پس آن مال صدقه است مگر آنچه بخورد آن را اهل او بدرستى كه ما ارث نمىدهيم . پس گفتند : آرى « 2 » . و بعد از آن گفته است كه : و اين هم مشكل است زيرا كه اكثر روايات اين است كه روايت نكرده است اين خبر را مگر ابو بكر تنها ذكر كرده است اين را معظم محدثين تا اينكه فقها در اصول فقه اتفاق كرده‌اند به اينكه در احتجاج ايشان به خبرى كه روايت كند آن را صحابى واحد « 3 » . تا اينكه گفته است كه : اين حديث ناطق است به اينكه عمر شهادت طلبيد طلحه و زبير و عبد الرحمن و سعد را ، پس گفتند : شنيديم از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله . پس كجا بود اين روايات در ايام ابى بكر نقل شده است كه يكى از اينها اينها روز
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه 16 / 226 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغه 16 / 227 . ( 3 ) . شرح نهج البلاغه 16 / 227 .