تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
كه : عمر در حضور جماعت مذكوره گفت : قسم مىدهم شما را به خدايى كه به اذن او قائم مىباشد آسمانها و زمين آيا مىدانيد كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله گفته است كه : لا نورث ما تركنا صدقة ؟ و از اين ما تركنا نفس خود را قصد كرده . گفتند : بتحقيق كه گفته است اين را بلكه امير المؤمنين عليه السّلام و عباس هم از جملهء شهودند از اين حيثيت كه رو كرد به عباس و على عليه السّلام و گفت : قسم مىدهم شما را آيا مىدانيد اين را ؟ هر دو گفتند : آرى . و باز روايت كرده است ابو بكر جوهرى به اسناد او به ابى هريره از نبى صلّى اللّه عليه و آله گفت : قسمت نمىكنند ورثهء من دينار و نه درهم را آنچه بگذارم بعد از نفقهء زنان من و مؤونت عامل من ، آن صدقه است . مىگويم : اما حديث اشهاد حديثى است كه غريب شمرده است آن را عبد الحميد بن ابى الحديد و گفته است كه : اين حديث غريب است چه مشهور اين است كه روايت نكرده است حديث انتفاء ارث را مگر ابو بكر ، و اما تصديق اربعه پس ممكن است كه سبب آن حسن ظن به ابى بكر يا خوف باشد از عمر يا توقع رضاى عمر باشد از آنها نه سماعى كه از آن سؤال نكرد . و تأييد اين مىكند آيتى كه ابو بكر جوهرى روايت كرده است به اسناد خود از عروه اينكه : ازواج نبى صلّى اللّه عليه و آله عثمان بن عفان را فرستادند پيش ابى بكر كه سؤال كند ارث ايشان را از آن فىء كه خداى عز و جل بر رسول خود داده است ، و منافات رسالت عثمان شنيدن او خبر مذكور را ظاهر است ، و تصديق امير المؤمنين عليه السّلام و عباس شاهدند بر تحقق خوف . و ابن ابى الحديد تعجب كرده از اشتمال حديث به قول امير المؤمنين عليه السّلام و عباس به قول ايشان كه : آرى ، و قول عمر كه : و انتما تزعمان انى فيها ظالم فاجر ،