وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً
« 1 » .
يعنى : وعده كرده است اللّه تعالى آنانى را كه ايمان آوردهاند و عمل صالح كردهاند كه هرآينه خليفه كند ايشان را در زمين همچنان كه خليفه كرده است آنانى را كه پيش از ايشان بودهاند ، و هرآينه تمكين دهد از براى ايشان دين ايشان را كه برگزيده است از براى ايشان ، و هرآينه تبديل كند ايشان را بعد از خوف ايشان ايمنى كه عبادت كنند مرا شريك نكنند به من چيزى را .
وجه دلالت آنكه خطاب به صحابه است و اقل جمع سه است و وعد خدا حق است ، پس واجب است كه يافت شود در جماعتى از ايشان خلافتى كه متمكن شود به آن خلافت دين و يافت نشده است به اين صفت مگر خلافت خلفاء اربعه و همين است مطلوب .
جواب گفته شده است از اين به اينكه : استدلالشان موقوف است برگردانيدن خلافت به معنى امامت ، و اين ممنوع است گويا كه معنى بقاء ايشان است در عقب گذشتگان ايشان عوض آن و خلف ايشان « 2 » .
و خليفه در اين معنى مستعمل شده است در آيهء :
وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ
« 3 » ، و آيهء
عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَ يَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ
« 4 » ، و آيهء
وَ رَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَ يَسْتَخْلِفْ مِنْ بَعْدِكُمْ ما
هامش
( 1 ) . نور ( 24 ) : 55 .
( 2 ) . سفينة النجاة : 160 .
( 3 ) . انعام ( 6 ) : 165 .
( 4 ) . اعراف ( 7 ) : 129 .