ثابت مىشود به واسطهء تحقق اجماع .
سيد مرتضى رحمه اللّه بعد از آنكه فرض كرده است كه اهل بيت جماعتى باشند كه ايشان مىگويند ، سؤال كرده به آنچه حاصلش اين است كه چون كه دعواى اجماع اهل بيت در امامت امير المؤمنين عليه السّلام و بطلان ثلاثه توان كرد با قول بعض اهل بيت به اين معنى در امامت آنچه معتزله در امامت مىگويند .
و جواب گفته است به عدم اعتداد به مخالفت ايشان ، و گفته است با آنكه :
اگر بگردانيم قول ايشان را واقع و معترض بر ادلّه ما و بر اجماع اهل بيت و قول آن كس كه از او موافقت با معتزله نقل مىكنند از اقوال [ . . . ] « 1 » فرض كنيم كه در اجماع رعايت آن بايد كرد قدح نمىرساند در اجماع اهل بيت كه ما گفتيم ، زيرا كه معلوم است اينكه در ازمنهء بسيارى قائل به اين مذهب و از اهل بيت معروف نيست مثل زمان ما و غير آن ، و ما مشاهده نكرديم در وقت ما قائل به مذهبى كه ابطال آن كردهايم و خبر داده نشديم از كسى كه اين مذهب داشته باشد و معتبر در اجماع هر زمان است .
پس ثابت شد آنچه اراده داشتيم كه اجماع اهل بيت است در امامت به آن قسم كه مذكور شد « 2 » .
[ دلالت خبر سفينه ]
بدان كه اين خبر دلالت بر عصمت اهل بيت عليهم السّلام دارد چه اگر حجيت در
هامش
( 1 ) . نكردن و نشنيدن در امثال [ . . . ] و از امثال سيد مرتضى ؛ دلالت بر عدم دارد . ( منه سلمه اللّه ) .
مقدارى از حاشيه در تصويرىبردارى از نسخه حذف شده است .
( 2 ) . سفينة النجاة : 107 - 108 .