با جريان دو احتمال در اهل بيت كه اعتبار كل واحد با اعتبار مجموع ، يا مراد محروسيت متمسك به يكى از اينها است منفردا و به آن ديگر منضما با جريان دو احتمال مذكور در اهل بيت ، يا مراد محروسيت متمسك به مجموع كتاب و اهل بيت است با جريان دو احتمال در اهل بيت .
پس اقسام شش است ، و دو احتمال اول باطلند چه كتاب اللّه بانفراده كفايت نمىكند در حارس بودن به واسطهء مشتمل بودن اين بر ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و مندرج نبودن اكثر احكام در ظاهر كتاب ، و ظاهر است كه غير اهل بيت عليهم السّلام خارجند از احاطه به آنچه در بيت نازل شده است .
و دوتاى اوسط خارجند از اسلوب و به تقدير عدم مضايقه از اين ، پس كتاب كافى نيست به آنچه دانستى ، پس كل واحد از اهل بيت ما كافى خواهد بود در وقت خود از براى كسى كه او را دريابد يا مجموع به اين معنى كه اجماع ايشان حجت باشد با جواز خطا در كل واحد .
و دوم انتفاعى ندارد به واسطهء دشوارى اطلاع بر اجماع ايشان در بسيارى از ازمان اگر متعذر نباشد ، پس صحيح نخواهد بود نفى ضلال از متمسك به اهل بيت زيرا كه آنچه از عدم ضلال متمسّك به ايشان مفهوم مىشود وجوب تبعيت ايشان است تا عدم ضلال بر آن مترتب شود .
و بنابراين احتمال بسا باشد كه حاصل نشود عدم ضلال اگر چه غايت سعى كند كسى در تمسك به واسطهء ممكن نبودن اطلاع بر اجماع ايشان از براى اكثر مردم در اكثر ازمان از جهت بعد مسافت ميان ايشان با جواز عدم تحقق اجماع ميان ايشان .
و اول مطلوب است .
و اما دو احتمال اخير به تقدير اعتبار تعدّد و اجماع در اهل بيت حكمش از
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 191
مساهمون: محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)
ص١٩١