[ وجه دلالت حديث منزلت بر ولايت امير مؤمنان عليه السّلام ]
وجه دلالت بر امامت به آن طريقه كه از كلام بعض علماء شيعه رحمهم اللّه ظاهر مىشود با تقريب و تكميل كه اين ذره را خاطر مىرسد اين است كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله اثبات كرده است از براى امير المؤمنين عليه السّلام منزلت هارون نسبت به موسى را و استثنا كرده از آن منزله ، منزلهء نبوت را ، پس فهميده مىشود از اين ارادهء عموم منازل زيرا كه يا اراده كرده است به قول خود كه گفته است :
« بعدى » بعد وفات را يا بعد از نبوت را ، بنابر اول دلالت خبر بر مقصود ظاهر است و بنابر ثانى مندرج است بعد از وفات در عموم لفظ به واسطهء قيد نكردن « بعدى » در وقتى كه اراده بعد از نبوت كرده باشد به امرى كه تقاضاى بر طرف شدن آن كند به وفات بلكه ارادهء عموم ظاهر است .
و گمان ندارم كه احدى گويد به اينكه : مقصود رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله اين باشد كه نبى بعد از نبوت من نيست تا وفات و احتمال منزلهء معهوده ندارد تقويت در دين زياده از آنكه از امير المؤمنين عليه السّلام بوده به حسب دفع دشمن و جهاد و به حسب هدايت امت و رشاد ، و نه ياد گرفتن از ابواب علوم رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله .
و به چه چيز حاصل شد از براى او استحقاق امر بعد از عدم استحقاق او به اين خبر ؟ ! آيا به ترقيات واضحات كه حاصل شده از براى او يا به تنزلات فاضحات كه ظاهر شده از امير المؤمنين عليه السّلام ؟ ! حاشا از اين پس ! !
اگر استحقاق او به يكى از اين دو بود چرا در سقيفه ذكر نمىكردند ؟ !
و چرا يك كس كه قائل به امامت بود در ازمان متماديه از آن زمان تا حال به دليل شافى و طريق وافى كه دلالت به حصول يكى از اين دو كند ذكر نكردند تا سامع مطمئن شود به قول او و قائلان به امامت مطمئن به قول خودشان شوند