تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤

[ حديث غدير متواتر و مشهور است ]

دليل بر اين كه اين خبر از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله است با شهرت نقل علماء اهل سنت اين خبر را هيچ كس از قدماء ايشان انكار نكرده است نه به عنوان تصريح و نه به عنوان اشاره . و چون ديدند دلالت اين خبر بر امامت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و استدلال اهل حق بر آن را ارتكاب تأويلات سستى كه هيچ وجه ندارد كردند و اگر ايشان را طريقى به منع اين خبر بود آسانتر بود . پس اگر صدور اين خبر از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نزد ايشان معلوم نبود اول منع مىكردند البته و بعد از آن متعرض دلالت مىشدند و متعرض منع نشدن هيچ كس از ايشان با آنكه عادت ايشان . و قانون بحث اين است كه در امرى كه قائل منع باشد اول منع‌كننده دلالت مىكند كه نزد ايشان كلام نبى صلّى اللّه عليه و آله بردن قابل منع نبوده است ، گويا كه كثرت كتبى كه مشتمل بر سند اين خبر بوده در زمان ايشان و خوف از رسوايى ايشان
هامش
قاضى گفت : خبر صحيح است . شيخ گفت : پس در حق اصحاب جمل چه مىگويى ؟ پس همانا ايشان كافر باشند . قاضى گفت : ايشان توبه كرده‌اند شيخ گفت : أيها القاضى ! حرب درايت است و توبه روايت است و خود گفتيد كه درايت را از بهر روايت ترك نكنند . قاضى متحير و مدهوش فرو ماند . ( حاشيهء مؤلف رحمه اللّه ) . نگارنده گويد : اين حكايت را بروجردى در طرائف المقال 2 / 478 و سيد حسين خرسان در مقدمهء تهذيب الاحكام 1 / 10 نقل كرده‌اند ، و به ذهنم هست كه مرحوم علامهء مامقانى نيز در حرف ميم از تنقيح المقال ( مجلد سوم از چاپ سنگى ) مرقوم فرموده‌اند .
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 144 | محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)