آب دريا را اگر نتوان كشيد * ليك بهر تشنگى بايد چشيد
با اجازه آقايان محترم براى اثبات هدف و مقصد خود مختصرا در اطراف اين موضوع بحث مينمايم تا اهل انصاف قضاوت عادلانه نموده كشف حقيقت گردد .
صاحبان امر بر سه قسمند
بديهى است امراء و سلاطين كه در جامعه فرمان روائى مينمايند از سه حال بيرون نيستند يا منصوب بالاجماع - يا غالب بالقدرة - يا منصوب من جانب اللّهاند .
اما طريقه اول كه اگر مسلمين اجماع بر فردى نموده و او را بامارت بر قرار نمودند اطاعتش مانند اطاعت خدا و پيغمبر واجب باشد دليل مثبت عقلانى ندارد كه مسلمانان بتوانند عموما اتّفاق كنند بر يك فرد كامل عيار و پاكى و او را بامارت بر قرار نمايند .
براى آنكه مسلمين هر قدر قوى الفهم باشند بظواهر حالات مينگرند و از بواطن اشخاص كه در چه عقيده هستند بىخبرند .
بنى اسرائيل منتخب جناب موسى فاسد در آمدند
هر قدر مسلمين عاقل و دانا باشند در امر انتخابات قطعا روى موازين ظاهريه از حضرت موسى كليم اللّه على نبينا و آله و عليه السّلام كه از انبياء اولو العزم است عالمتر نمىباشند و عقول همهء آنها از عقل كامل فرستاده خدا بالاتر نخواهد بود .
حضرت موسى از ميان هزاران عقلاء و دانشمندان بنى اسرائيل هفتاد نفر را روى حسن ظواهر انتخاب نمود ( چون أنبياء مأمور بظواهر بودند ببواطن اشخاص نظر نميكردند همان حسن ظاهر را مدار اعتبار قرار ميدادند ) .
و بطور سينا برد در موقع امتحان همگى فاسد در آمدند و هلاك شدند معلوم شد از اول صاحبان عقيدهء صحيح ثابت قلبى نبودند منتها در موقع امتحان پرده بالا رفت و آنچه در باطن داشتند آشكار شد چنانچه قرآن مجيد اشاره به اين معنى نموده در آيه 154 از سوره 7 ( اعراف ) .