وقتى مراجعه به قرآن مجيد و اين سند محكم آسمانى مينمائيم مىبينيم دستور اطاعت را در آيات چندى كاملا بما داده كه روى قواعد عقلانى اطاعت از چه اشخاصى بنمائيم و در مقابل چه افرادى سر تعظيم فرود آوريم .
اطاعت خدا و پيغمبر و اولى الامر واجب است
از جمله در همين آيه شريفه كه مطلع عرايض داعى است صريحا فرموده اطيعوا اللّه و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم يعنى اطاعت كنيد خدا و اطاعت كنيد پيغمبر و صاحبان امر را .
پس به حكم اين آيه شريفه بعد از اطاعت خداوند متعال از جنس بشر اطاعت پيغمبر و صاحبان أمر واجب است .
در اطاعت أوامر پيغمبر خاتم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عموم جامعهء مسلمين متّفقند و احدى انكار اين معنى ندارد فقط اختلافى كه بين مسلمانان ايجاد نمودند در معناى اولى الامر است كه خداوند در اين آيه بعد از اطاعت خود و رسولش اطاعت اولى الامر را واجب قرار داده .
عقيده اهل تسنن در معناى اولى الامر
برادران عامه و اهل تسنّن را عقيده بر آنست كه مراد از اولى الامر در آيه امراء و فرمانفرمايان و سران لشكرند كه شامل حال سلاطين و صاحبان امر ( ظاهرى ) مىباشد .
فلذا آقايان اهل تسنّن اطاعت امر سلاطين را بر خود واجب ميدانند ( هر چند متجاهر بفسق و فجور و ظلم باشند ؟ ) بدليل آنكه آنها مشمول آيه اولى الامرند پس اطاعتشان واجب است ؟ ! .
و حال آنكه چنين عقيدهاى با دلائل عقل و نقل باطل است كه اين مجلس مختصر با ضيق وقت اجازه نمىدهد كه به تمام دلائل بر بطلان عقيدهء آنها استشهاد نمايم اقلا يك ماه وقت مىخواهد تا بتفصيل بپردازيم ولى من باب ما لا يدرك كلّه لا يترك كلّه .