آزادى مجاز و حقيقت
يكى از موضوعات مهمه كه سالها است رطب اللسان عموم گرديده و هر فرقه و قومى براى پيشرفت مرام و مقصد خود اتكاء به آن مينمايند موضوع حرّيّت و آزادى است كه أخيرا دست آويز دستهاى از مردمان قصير الفكر و كوتاه نظر گرديده كه روى همين اصل حريّت و آزادى از زير فرمان قضاء جريان انبياء عظام بيرون رفته و از حوزه متدينين خارج گرديدند و حال آنكه نفهميدند حريّت و آزادى از عبوديّت پروردگار عالميان و قيود شرايع حقّه و قوانين مقدسه مخالفت كامل با علم و عقل دارد و چنين حريّت و آزادى مخلّ آسايش بشر و موجب هرج و مرج و خلاف نظام طبيعى و مردود و مبغوض محقّقين علماء و عقلاء مىباشد .
البته آن حريّت و آزادى كه بسيار خوب و ممدوح است عبارت است از آزادى از عبوديّت مخلوق و تعظيم و پرستش أبناء بشر و اطاعت كوركورانه همجنسان مانند خود چنين آزادى از لوازم انسانيّت است چه آنكه انسان فهميده كه بنور عقل منور گرديده و صاحب علم و معرفت مىباشد بايستى از عبوديّت و بندگى مانند خود بر كنار باشد كوركورانه مطيع صرف أحدى نگردد كه در وادى ضلالت و حيرت سرگردان گردد .
البته بايد انسان اشرف مخلوقات سر اطاعت به جائى فرود آورد كه قابل و لايق و دلائل عقل و نقل بر او قائم باشد .
بديهى است ستايش و بندگى منحصرا اختصاص دارد بذات بىزوال حضرت احديّت جلّ و علا كه خالق ما و شما و جميع موجودات عالم است كه با دلائل عقليه ثابت آمده كه مخلوق عاجز در مقابل خالق قادر آن هم خالقى كه ايجاد همه چيز براى او نموده بايستى خاضع و خاشع و مطيع صرف باشد .
و اطاعت احدى از مخلوقات بر انسان جائز نيست مگر آن كسى را كه خداوند متعال امر باطاعت او نموده باشد و سند محكم ما در اطاعت و فرمانبردارى اشخاص قرآن مجيد است .