و اما از جهة وقايع تاريخى البته تصديق داريم كه بعد از وفات رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم أبى بكر مدت دو سال و سه ماه و بعد از او عمر مدت ده سال و بعد از أو عثمان مدت دوازده سال مسندنشين خلافت شدند و هر يك بنوبهء خود خدماتى نمودند .
ولى تمام اين امور جلوگيرى از عقل و نقل و برهان نمينمايد كه ما بتوانيم على عليه السّلام باب علم رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را در واقع و حقيقت مؤخر از آنها بدانيم .
زيرا اكابر علماء خودتان مانند شيخ سليمان بلخى حنفى در ص 112 ضمن باب 37 ينابيع المودة ذيل آيه 24 سوره 37 ( صافات ) كه ميفرمايد
وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ
« 1 » از فردوس ديلمى و از ابو نعيم اصفهانى و از محمّد بن اسحاق مطّلبى صاحب كتاب مغازى و از حاكم و از حموينى و از خطيب خوارزمى و از ابن مغازلى جميعا بعضى از ابن عباس و بعضى از ابو سعيد خدرى و بعضى از ابن مسعود از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل نمودهاند انّهم مسئولون عن ولاية علىّ بن أبي طالب يعنى آنها سؤال كرده ميشوند از ولايت على عليه السّلام .
و نيز سبط ابن جوزى در ص 10 تذكرة خواص الامة و محمّد بن يوسف گنجى شافعى در باب 62 كفايت الطالب از ابن جرير از ابن عباس ذيل آيه آورده كه مراد ولايت على عليه السّلام مىباشد .
امر نمودن پيغمبر باطاعت على عليه السّلام
علاوه بر همه اينها به حكم آيه 7 از سوره 59 ( حشر ) كه ميفرمايد
وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا
« 2 » مسلمانان مجبورند آنچه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم امر فرموده اطاعت نمايند فلذا وقتى بفرمايشات آن حضرت مراجعه مينمائيم ( چنانچه در كتب معتبره خودتان ثبت گرديده ) مىبينم كه
هامش
( 1 ) در موقف حساب نگاهشان داريد كه در كارشان سخت مسئولند ( كه ولايت على عليه السّلام باشد ) .
( 2 ) آنچه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله بشما داد فراگيريد و آنچه شما را از آن نهى نمود پس بازايستيد .