حلال حلال از شير مادر حلالتر باشد ( خنده حضار ) .
البته مىبخشيد در مثل مناقشهاى نيست مثل براى تقريب أذهان و فهم مطلب است آقايان گويا فراموش نموديد بيانات شبهاى قبل را كه با دلائل قاطعهء تاريخيه بعرض رسانيدم كه بشهادت اكابر علماء خودتان از قبيل ابن ابى الحديد و جوهرى و طبرى و بلاذرى و ابن قتيبه و مسعودى و ديگران آتش در خانه على عليه السّلام بردند او را با سر برهنه و دوش بىرداء جبرا كشيدند و به مسجد بردند شمشير برهنه به روى او كشيدند گفتند بيعت كن و الّا گردنت را مىزنيم « 1 » .
شما را به خدا قضاوت منصفانه نمائيد آيا معنى رضا و رغبت همين است اگر با هو و جار و جنجال و آتش در خانه زدن و بضرب و زور شمشير و تهديد بقتل بيعت گرفتن بيعت بميل و رضا مىباشد پس بيعت بجبر و اكراه كدام است .
ان شاء اللّه به منزل كه تشريف برديد اگر منصفانه صفحات روزنامهها و مجلات را بخوانيد و دو مرتبه بدلائل ما كه در شبهاى گذشته بيان نموديم دقيق شويد قطعا تصديق خواهيد نمود كه رضا و رغبتى در كار نبوده مگر آنكه مانند آن دزد بيابانى بر سر ما بزنيد تا مجبورا بگوئيم راضى بوده .
ثانيا فرموديد ما چرا بعد از هزار و سيصد سال بايد در اين كار دقت كنيم و بجان هم بيفتيم اوّلا ما بجان كسى نيفتادهايم و نخواهيم افتاد بلكه در مقابل حملات ناچار از دفاع هستيم - آقايان اهل سنت هستند كه بجان شيعيان افتاده جان و مال آنها را مباح ميدانند وقتى ما را مشرك و كافر و اهل بدعت در مقابل عوام بىخبر معرفى مينمايند ما اكراها مقابله نموده و اثبات مينمائيم مشرك و كافر نيستيم بلكه مؤمن و موحّد پاك هستيم و افتخار به اين عقيدهء توحيدى پاك مينمائيم .
قبول ديانت بايد كوركورانه نباشد
ثالثا شبهاى قبل عرض نمودم عقايد دينى تقليدى نميشود كه چون جريان تاريخ نشان ميدهد خلفاء أربعة بطريقى كه بيان نموديد زمامدار شدند ما
هامش
( 1 ) رجوع شود به ص 507 تا ص 513 همين كتاب .