تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 865

مساهمون:

ص٨٦٥
بر خلاف گفتهء اين معلم بىعلم افراطى ابن مغازلى فقيه شافعى در مناقب و حميدى در جمع بين الصحيحين مىنويسند خلفاء در تمام مراحل با على عليه السّلام شور ميكردند و در امور دين و دنيا مركز فتوى على عليه السّلام بوده و كاملا خلفاء گوش بكلمات و دستورات او ميدادند و عمل ميكردند و بهره ميبردند كما آنكه بمختصرى از آنها اشاره شد . پس بر هر صاحب بصيرتى ظاهر و هويدا است كه قطع نظر از ساير كمالات و نصوص وارده همين قضاياى منقوله و احكام مترادفه‌اى كه از آن حضرت صادر ميگرديد خود دليل كامل بر امامت و حجّيت و حق تقدم او است بر ديگران .

على اولى و احق بمقام خلافت بوده

زيرا اعلميّت خود بزرگترين برهان اولويت است خصوصا كه توأم با ساير صفات كماليه گردد چنانچه در آيه 36 سوره 10 ( يونس ) صريحا ميفرمايد
أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ
« 1 » . يعنى البته آن كسى كه عالم بطريق هدايت است اولى مىباشد كه مطاع مردم واقع شود تا آن كسى كه جاهل بطريق هدايت است و ديگرى بايد او را هدايت و راهنمائى نمايد . و اين آيه شريفه خود دليل كافى است بر عدم جواز تقديم مفضول بر فاضل كه قاعدهء عقلائى است در امر امامت و خلافت و رياست عامّه دينيّه و دنيويّه و جانشينى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چنانچه در آيه 13 سوره 39 ( زمر ) بطريق استفهام تقريرى و إنكارى ميفرمايد .
هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ
« 2 » .

قضاوت منصفانه لازم است

آقايان شما را به خدا عادت و تعصّب را بگذاريد و منصفانه قضاوت كنيد آيا انصاف بود چنين
هامش
( 1 ) آيا آن كسى كه خلق را بسوى حق رهبرى مىكند سزاوارتر به پيروى است يا آن كه هدايت نميكند مگر آنكه خود هدايت شود پس شما چگونه حكم ميكنيد . ( 2 ) آيا اهل علم و دانش ( مانند على عليه السّلام ) با مردم جاهل نادان يكسانند ؟ ( هرگز يكسان نيستند ) .