تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 863

مساهمون:

ص٨٦٣
عمر امر كرد بروند على عليه السّلام را بياورند وقتى امير المؤمنين عليه السّلام آمد قضيه را خدمت آن حضرت عرض كردند فرمود صحيح گفته اينكه گفته فتنه را دوست ميدارم مرادش اموال و اولاد است كه خداوند در قرآن فرموده
أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ
« 1 » . و اما اينكه اظهار كراهت از حق نموده مرادش مرگست چنانچه در قرآن فرمايد
وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ
« 2 » . و اينكه گفته يهود و نصارى را تصديق مينمايم مرادش قول خداى تعالى است كه ميفرمايد
قالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصارى عَلى شَيْءٍ وَ قالَتِ النَّصارى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلى شَيْءٍ
. يعنى يهود گفتند نصارى بر حق نيستند و نصارى گفتند يهود بر حق نيستند يعنى هر دو فرقه يكديگر را تكذيب مينمايند اين مرد عرب گويد من هر دو فرقه را تصديق ميكنم يعنى هر دو فرقه را تكذيب مينمايم . و اما اينكه گفته اقرار دارم به چيزى كه نديده‌ام يعنى ايمان بخداى لا يرى دارم و اينكه گفته اقرار دارم به چيزى كه خلق نشده يعنى موجود نشده مرادش قيامت است كه هنوز وجود پيدا ننموده ، عمر گفت اعوذ باللّه من معضلة لا علىّ لها « 3 » . همين قضيه را بعضى مانند محمّد بن يوسف گنجى شافعى در باب 57 كفايت الطالب بطريق ديگر مبسوطتر از حذيفه بن اليمان از خليفه عمر نقل نموده‌اند . از اين قبيل قضايا در زمان خلافت ابى بكر و عمر بسيار اتفاق افتاده كه ابى بكر و عمر در جواب مانده و على عليه السّلام در مقام جواب برآمده مخصوصا علماء يهود و نصارى و ارباب مادّه و طبيعت وقتى مىآمدند و مسائل مشكله سؤال ميكردند فقط على عليه السّلام بود كه جواب معضلات آنها را ميداد فلذا باقرار اكابر علماء خودتان از قبيل بخارى و مسلم در صحيحين خود و نيشابورى
هامش
( 1 ) اين است و جز اين نيست كه اولاد و اموال شما فتنه و اسباب امتحان‌اند آيه - 28 سوره 8 ( انفال ) . ( 2 ) و هرآينه بيهوشى و سختى مرگ به حق و حقيقت فرا رسيد آيه 18 سوره 50 ( ق ) . ( 3 ) پناه ميبرم به خدا از امر پيچيده و مشكلى كه على در او نباشد .
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 863 | سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )